ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١١٠ - ركن سوم در فايده تشبيه است
جسم متحرّك و ساير صفات عرضى آن را رعايت كند. چنان كه ابن معتزّ در سروده زير رعايت كرده است:
|
و كانّ البرق مصحف قار |
فانطبقا مرّة و انفتاحا [١] |
|
شاعر در اين شعر به همه اوصاف برق و معانى آن جز كيفيّتى كه چشم از انبساط و انقباض مىبيند توجّه نكرده است. و سپس به اوصاف حركت به دقّت نگريسته است تا ببيند كدام صفت شباهت بيشترى دارد به آنچه كه قرائت كننده انجام مىدهد. مشابهت را در باز و بسته شدن بهتر يافته است. حسن تشبيه در شعر بدان جهت نيست كه شاعر جمع بين مختلفين (باز و بسته شدن) كرده است، بلكه به دليل موافقتى است كه در جهت تشبيه ميان كيفيّت برق و باز و بسته شدن كتاب و انطباق كامل در اتّفاق و اختلاف بين آن دو موجود است مىباشد و از چيزهايى كه در جامعيّت بين دو مختلف مناسبت دارد. گفته شاعر عرب است كه چيزى را علّت ضدّ آن قرار داده است:
|
اعتقنى سوء ما صنعت من الرّق |
فيا بروزا على كبدى |
|
|
فصرت عبد السّوء فيك |
و ما احسن سوء قبلى الياحد [٢] |
|
(ركن سوم)
ركن سوم در فايده تشبيه است
كه گاهى به مشبّه و گاهى به مشبّه به بر مىگردد.
هر گاه فايده تشبيه به مشبّه برگردد به دو صورت زير تقسيم مىشود:
[١] گويا جهش برق مانند كتاب مورد مطالعه است كه گاهى باز و گاهى بسته مىشود.
[٢] بد رفتارى تو مرا از بردگى آزاد كرد و روشن است كه چه بر من مىگذرد بنا بر اين من بنده بديهاى تو شدم و چه خوب است چنين بديى از ناحيه من براى اشخاص ديگر