ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٥٩ - ترجمه
(١٠٠٧) ٧- از خطبههاى آن حضرت است
: اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مِلَاكاً- وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ أَشْرَاكاً- فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ- وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ- فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِأَلْسِنَتِهِمْ- فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ- فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ الشَّيْطَانُ فِي سُلْطَانِهِ- وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِهِ (٣٤٩٣- ٣٤٥١)
[لغات]
(ملاك الامر): چيزى كه شيء به آن استوار مىشود، مانند اين كه مىگويند القلب ملاك الجسد، دل ملاك تن است.
(اشراك): ممكن است جمع شريك باشد مثل شريف و اشراف و ممكن است جمع شرك باشد كه به معناى ريسمان صيد است، مانند حبل و احبال.
(دبيب): رفتن آهسته.
(درج): راه رفتن تندتر از دبيب.
(خطل): گفتار فاسد.
(شركه): شركت كرد با او
[ترجمه]
«شيطان را براى خود الگو قرار دادند و شيطان آنها را شريك خود قرار داد و در سينه آنها جا و مكان گرفت و با ملايمت با آنها آميزش كرد و با چشم آنها نگريست و با زبان آنها صحبت كرد و به وسيله آنها بر لغزشها مسلّط و سوار شد و زشتترين خطاها را در نظر آنها زيبا جلوه داد. فعل آنها مانند فعل كسى است كه شيطان در قدرت او شريك شده باشد و با زبان او باطل را بر زبان آورد».