ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨٩ - يه - رسول خدا(ص) على(ع) را از آغاز عمر تا بالاترين مراتب كمالات نفسانى تربيت كرد
در مىيابيم كه دانش تمام فرق اسلامى به آن حضرت منتهى مىشود مانند متكلّمان معتزله و اشاعره و شيعه، امّا نسبت معتزله از جهت علمى به آن حضرت، روشن است، زيرا اوّلا بيشتر اصول علمى خود را از ظاهر سخن آن حضرت در باره توحيد و عدل گرفتهاند، ثانيا علم بزرگان معتزله مانند حسن بصرى و واصل بن عطا به على (ع) منسوب بوده و از آن بزرگوار دانش اندوزى كردهاند اما اشعريها، روشن است كه استادشان ابو الحسن اشعرى شاگرد ابو على جبايى است و ابو على از بزرگان معتزله بوده است. وقتى ابو على جبايى آنچه در معتزله بود دريافت، با استادش مخالفت كرد و از آنها جدا شد.
امّا شيعه نسبتشان به آن حضرت روشن است، زيرا شيعه علوم را از پيشوايان خود دريافت داشته و امامان شيعه هر يك از امام پيش از خود حقايق را گرفته تا به امام اوّل شيعه على (ع) منتهى گشته است.
امّا خوارج هر چند در نهايت دورى از آن حضرتند، امّا به هر حال آنها به بزرگانشان كه شاگردان على (ع) بودهاند منسوبند.
امّا مفسّران: رئيسشان ابن عبّاس و او شاگرد على (ع) بود.
امّا فقهاى اهل سنّت، چهار مذهب مشهور دارند كه يكى از آنها مذهب حنفى است. مشهور اين است كه ابو حنيفه فقه را نزد امام صادق (ع) خوانده و از آن حضرت احكام را دريافت كرده است و منتهى شدن حضرت صادق (ع) به حضرت على (ع) روشن است. مذهب دوّم مالكى است، مالك شاگرد ربيعة الراى، و ربيعه شاگرد عكرمه و عكرمه شاگرد عبد اللّه بن عبّاس و ابن عبّاس شاگرد على (ع) بوده است. مذهب سوّم شافعى است شافعى شاگرد مالك بوده است. مذهب چهارم حنبلى است و احمد بن حنبل شاگرد شافعى بوده است.
بنا بر اين همه فقها به على (ع) انتساب علمى پيدا مىكنند و از چيزهايى كه