ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٤٥ - بحث اول - فايده عطف
صورت است يكى از دو جمله ذاتا به ديگرى وابسته است يا نيست. اگر وابسته نباشد يا بينشان مناسبت است يا نيست، پس به سه قسم تقسيم مىشود:
قسم اول- يكى ذاتا به ديگرى وابسته باشد. يكى از دو جمله تأكيد براى ديگرى باشد. مانند سخن حق تعالى: «الم، ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ» [١]، جمله «لا ريب فيه» تأكيد جمله اوّل است و در اين صورت آوردن حرف عطف جايز نيست، زيرا تأكيد ذاتا وابسته به مؤكّد است، پس نياز به لفظى كه دلالت بر وابستگى كند نيست، قسم دوم- بين دو جمله اصلا مناسبتى نباشد. در اين مورد بايد حرف عطف حذف شود، زيرا حرف عطف ايجاد مناسبت مىكند و ما گفتيم كه بين دو جمله اصلا مناسبتى نيست.
قسم سوّم- ميان دو جمله با آن كه تعلّق ذاتى نيست ولى مناسبت وجود دارد در اين مورد به كار بردن حرف عطف واجب است و ممكن است به چند صورت فرض شود.
١- يا مخبر عنه (مبتدا) در دو جمله دو چيز است يا يك چيز. در صورتى كه دو چيز باشد يا مناسبت بين دو خبر است يا بين دو مبتدا و يا بين دو مبتدا و دو خبر است.
وقتى كه مناسبت تنها بين دو خبر يا دو مبتدا باشد در اين صورت ترتيب جمله بين آنها به هم مىخورد زيرا اگر بگويى: زيد طويل و الخليفة قصير، هر چند بين بلندى قامت زيد و كوتاهى قد خليفه (دو خبر) مناسبت عكس هست ولى چون بين زيد و خليفه (دو مبتدا) مناسبت نيست لذا ترتيب جمله به هم خورده است. و چنين است اگر بگويى: زيد طويل و عمرو شاعر، كه مناسبتى بين بلند قامتى زيد و شاعرى عمرو نيست نظم مختل گشته و عطف روا نيست.
[١] سوره بقره (٢): آيه (١ و ٢): اين كتاب بىشك راهنماى پرهيزكاران است.