ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٠٢ - مقام اول - امكان و سبب افعال خارق العاده
فرو رفتن قومى در زمين، شفاى بيماران، سيراب كردن تشنگان، تمكين و خشوع حيوانات و مانند اينها، واجب است كه تكذيب نكند، زيرا اگر توجّه كند در موارد خاصّى وقوع اين امور را در طبيعت ممكن مىبيند. امّا خوددارى از خوردن غذا در ميان افراد عادى ممكن است. اگر دقّت كنى امكان وقوع آن را در افراد هنگام بروز عوارض غير منتظرهاى مىبينى چه آن عوارض بدنى باشد مانند بيماريهاى سخت يا نفسانى باشد مانند غم و اندوه.
علت نخوردن غذا در حال بيمارى جسمى به اين دليل است كه قواى بدنى به هضم مواد غذايى رسوبى انباشته، پرداخته و از هضم غذاهاى تازه و خوب خوددارى مىكند و احتياجى به جايگزينى غذاهاى هضم شده ندارد، بنا بر اين چه بسا مدت زيادى غذا از شخص قطع مىشود كه اگر همان غذا براى مدت كمتر از يك دهم آن، از شخصى ديگرى قطع شود خواهد مرد در حالى كه بيمار با نخوردن غذا زنده مىماند امّا نخوردن غذا به سبب عارضه روحى مانند اين كه ترس بر كسى عارض گشته و موجب فرونشستن شهوات و فساد هضم و ناتوانى از انجام كارهاى طبيعى مىشود، با اين كه پيش از بروز ترس بدن آمادگى كافى براى كارهاى مزبور داشته است. بازماندن جسم از انجام كارهاى طبيعى خود به دليل سرگرمى نفس به امور مهم است. كه باعث عدم توجّه به بدن شده است. وقتى كه امكان اين حقيقت را به سبب پيش آمدن عوارض غير منتظره دانستى روشن مىشود كه سبب خوددارى شخص عارف از غذا توجّه كامل او به عالم قدس است كه باعث سيرى او مىشود.
توضيح اين كه هر گاه نفس مطمئنّه قواى جسمانى خود را رياضت بدهد قواى نفسانى جانشين قواى جسمانى مىشود و هر چه قواى نفسانى شدّت پيدا كند قواى جسمانى رو به ضعف مىرود تا آنجا كه قواى طبيعى وابسته به نيروى نباتى متوقّف مىشود. در اين صورت هضم غذا در بدن جز آن مقدار كه در حال