ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٥ - فرموده است اول الدين معرفته
فرمانبردارى خاصى است. بنا بر اين مطلق اطاعت كه معناى عام است از جانب شارع در يكى از مسمّاهاى خاص (شريعت) به كار گرفته شده است و به دليل فراوانى استعمال در همين معنى حقيقت يافته است و وقتى كه لفظ دين به طور مطلق به كار رود همين معنى به ذهن تبادر مىكند. معرفت خداوند سبحان داراى مراتبى است. اوّلين و (آخرين) مرتبه اين است كه بنده بداند كه براى جهان آفريدگارى است، دوّمين مرتبه شناخت اين است كه انسان وجود صانع را تصديق كند، سوّمين مرتبه اين است كه جذب عنايات الهى شده و به توحيد گرايد و او را از شريك مبرّا بداند، چهارمين مرتبه اخلاص، براى خداست، پنجمين مرتبه اين است كه صفاتى را كه ذهن براى خداوند اعتبار مىكند از او نفى كند و اين نهايت شناخت و عرفان و منتهاى تكامل معنوى انسانى است هر يك از مراتب تا مرتبه چهارم مبدأ. و پايه براى مرتبه بعدى است و هر يك از مراتب بعدى كمال براى مرتبه قبلى مىباشد.
دو مرتبه اوّل در فطرت انسان نهفته است، بلكه در فطرت حيوان كه عمومىتر از فطرت انسان است پنهان مىباشد، براى همين است كه انبيا مردم را براى كسب اين مقدار از معرفت دعوت نكردهاند، زيرا اگر تحصيل اين مقدار معرفت متوقّف بر دعوت انبيا و تصديق آنها باشد با توجه به اين كه تصديق انبيا خود مبنى بر شناخت فطرى است مبنى بر اين كه براى جهان خالقى است كه آنها را به پيامبرى فرستاده است دور لازم مىآيد، اوّلين مرتبه معرفت كه انبيا مردم را به آن دعوت مىكنند يگانه دانستن صانع و نفى كثرت از اوست كه در بردارنده اوّلين كلمهاى است كه داعى الى اللّه بر زبان جارى مىكند و آن قول ماست كه مىگوييم لا اله الا اللّه.
پيامبر (ص) فرموده است آنكه از روى اخلاص بگويد لا اله الا اللّه وارد بهشت مىشود. وقتى كه ذهن مردم براى توحيد قولى آماده شد، پيامبر آنها را آگاه