ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٣ - فرموده است وتد بالصخور ميدان ارضه
رفته و روى آن باقى نمىماند. با توجّه به اين مطلب محال است كه گفته شود زمين كج شد و به سويى متمايل گرديد، بر خلاف كشتى كه از چوب ساخته شده است و تو خالى بوده و پر از هواست و به همين دليل بر روى آب باقى نمىماند و بر روى آب حركت مىكند و به همين سبب به راست و چپ متمايل مىشود تا اين كه آن را به اشياى سنگين ببندند.
٢- دليل دوّم چيزى است كه امام فخر رازى ذكر كرده است و آن اين است كه به دلايل يقينى ثابت شده است كه زمين كروى است و باز ثابت شده است كه كوهها در سطح زمين به منزله دندانههاى سختى است كه بر روى كره قرار دارد. با ثبوت اين دو موضوع اگر فرض كنيم كه اين اجرام سنگين بر روى كره زمين نباشد و زمين خالى از اين دندانهها و پستى و بلنديها باشد با كمترين سببى حركت دورانى پيدا مىكند، زيرا جرم هموار دايره شكل ذاتا لازم است كه داراى حركت باشد هر چند عقل اين را قبول نكند ولى روشن است كه با كمترين وسيلهاى به حركت در مىآيد ولى هر گاه بر روى كره زمين اين كوهها قرار داشته باشند به منزله اشياى سنگينى هستند كه بر روى كره ثبات يافته باشند و هر يك از اين كوهها به طبيعت ذات به مركز زمين توجّه دارد و توجّه كوهها با سنگينى عظيم و نيروى شديدى كه به مركز زمين دارند حالت ميخى را پيدا مىكنند كه كره را از حركت دورانى باز مىدارند و خلق كوهها بر روى زمين مانند ميخهاى شمرده شدهاى است كه بر روى كره مانع از حركت دورانى باشد.
٣- وجه سوّم اين است كه بگوييم چون فايده ميخ در بعضى جاها حفظ شيء از حركت و اضطراب مىباشد تا ثابت و آرام بماند و از ويژگيهاى سكون در بعضى اشيا استقرار يافتن و تصرّف كردن در آن شيء است، فايده وجود كوهها به صورت دندانههاى روى زمين اين است كه زمين در آب فرو نرود تا حيوان بر آن مستقر شود و از مواهب آن بهرهمند شود. بنا بر اين ميان ميخ و كوههايى كه خارج