ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٨ - فرموده است وقر سمع لم يفقه الواعية
(٣١١٨- ٣١١٥)
فرموده است: بنا اهتديتم فى الظّلماء
منظور از ضمير «بنا» آل رسول (ص) است و خطاب امام (ع) به حاضران در آن زمان از مخالفان قريش و طلحه و زبير است، ولى در باره ديگران هم صدق مىكند و مقصود اين است كه ما وسيله هدايت شما شديم به سوى انوار دين و آنچه خدا از كتاب و حكمت براى هدايت مردم نازل كرده و دلايلى كه حق و باطل را از هم جدا مىسازد، در حالى كه شما در تاريكيهاى نادانى قرار داشتيد و اين هدايت دعوت به خدا و آمرزش مردم براى رسيدن به پيشگاه خداست.
(٣١٢٢- ٣١٢٠)
فرموده است: تسنّمتم العلياء
به وسيله اين هدايت و شرافت اسلام، ارزش شما بالا رفت و نامتان عظمت يافت.
چون امام (ع) صفت سنام را با عنايت به ناقه براى عليا استعاره آورده با ذكر «تسنّم» آن را استعاره ترشيحيه كرده است. «تسنّم» عبارت از سوار شدن بر كوهان و كنايه از بلندى شأن مردم است.
(٣١٢٧- ٣١٢٣)
فرموده است: و بنا انفجرتم عن السّرار
چون قريش در جاهليّت در تاريكى جهل و گمنامى مىزيستهاند، امام (ع) لفظ سرار را براى كيفيّت زندگى آنها استعاره آورده است و لفظ انفجار را براى بيرون آمدن آنها از تاريكى جهل به روشنايى اسلام و شهرتشان در ميان مردم جهان به صورت استعاره بيان فرموده است و به اين دليل است كه آنان را در روشنايى و شهرت به سپيده دم كه از دل تاريكى طلوع مىكند، تشبيه كرده است.
(٣١٣٢- ٣١٢٨)
فرموده است: وقر سمع لم يفقه الواعية
پس از بيان فضيلت آل محمد (ص) امام (ع) براى گوشى كه كلام رهبر را نمىشنود و او را سبب هدايت خود نمىداند و از شنيدن مقاصد كتب الهى و