ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٢ - مقدمه مترجمان
حكمت ارزنده و قوانين صحيح سياست و پندهاى روشن و دلنشين و برهانهاى ما فوق تصوّر و بهترين آثار يك پيشواى حق است. هيچ يك از حكماى بزرگ و فلاسفه عالى مقام و نوابغ دهر، نظير آن را نياوردهاند [١].»
هبة الدّين شهرستانى مىگويد:
«تعجّب و شگفتى ادبا تنها به ملاحظه نظم و هماهنگى و انسجام الفاظ نهج البلاغه نيست، دهشت و تحيّر دانشمندان فقط از برترى و تفوّق معانى آن كه به سر حدّ اعجاز رسيده است نمىباشد، بلكه علّت اصلى تحيّر و تعجّبشان به علّت تنوّع و گوناگون بودن اهداف و مقاصد اين خطبهها و سخنهاست: از قبيل پند و اندرز و امر به زهد و نهى از بديها و گناهان، دستورهاى جنگى، تشويق مردم به جهاد، تعليم فنون مختلف علم و بحثهاى عالى در مورد هيئت آسمانها، اوضاع افلاك، ابواب نجوم و اسرار جهان آفرينش و اثبات وجود خدا و بيانات متفاوت و پر تفنّن در معارف الهى و بحثهاى همه جانبه در توحيد و خداشناسى، توصيف مبدأ و معاد و بحثهاى دامنهدار در امور كشور دارى و سياست و اداره شهرها و زندگى مردم و بالا بردن سطح دانش مردم و آشنا ساختن آنها با فضايل اخلاقى و انسانى و دينى و قوانينى اجتماعى و آداب معاشرت و مكارم اخلاق، توصيف شاعرانه پديدههاى زندگى و مانند اينها از اهداف و مقاصد گوناگونى است كه به عاليترين مظاهر خود در نهج البلاغه آمده است [٢].»
بىنظير بودن كلام امام و شخصيّت بىهمتاى او دانشمندان را به چنان خضوعى واداشته است كه كارلايل، فيلسوف بزرگ انگليسى، با صداى بلند مىگويد:
«امّا على، ما را نمىرسد، جز آن كه او را دوست بداريم و به او عشق بورزيم، چه او جوانمردى بس عاليقدر و بزرگ نفس بود. از سرچشمه وجدانش خير و نيكى مىجوشيد، از دلش شعلههاى شور و حماسه زبانه مىزد، شجاعتر از شير ژيان بود ولى شجاعتى ممزوج با لطف و رحمت و
[١] همان مأخذ، ص ٦١.
[٢] همان مأخذ ص ٦٤- ٦٣.