ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٢٤ - فرموده است رجل وكله الله الى نفسه فهو جائر عن قصد السبيل الى قوله بخطيئته
مطلب را در زمينه گناهان فهميده باشى، مانند آن را در زمينه نيكيها نيز فهميدهاى. توضيح اين كه هر كس كار نيكى را پايهگذارى كند و سبب هدايتى شود عمل او از نفس با صفا و نورانيش نشأت گرفته است و نورانيّت آن نفس بر نفوسى كه پيرو او هستند مىتابد و از آن روشنايى مىگيرند و آن سنّتى كه گرفته شده است از انوارى است كه از آن نفس با صفا و نورانى، بر نفسى كه نور مىگيرد تابيده است. بنا بر اين آن سنّت از جمله كماليابى از نور خداست كه سرآمد همه هدايتهاست.
با اين وصف آن كه سنّت نيك از خود به جاى مىگذارد به منزله اين است كه همه انوارى كه از آن سنّت پديد مىآيد و مثل آنها را دارا باشد. بنا بر اين اجر و پاداش چنين كسى به اندازه اجر و پاداش تمام كسانى است كه از سنّت نيك او پيروى كنند بدون آن كه از اجر و ثواب پيروان چيزى كم شود به همين معنى در روايت وارده اشاره شده است كه نيكيهاى ظالم به نامه عمل مظلوم و بديهاى مظلوم به نامه عمل ظالم منتقل مىشود. با توجه به اين كه گناه و نيكى عرض هستند و ممكن نيست از محلّى به محل ديگر انتقال يابند. منظور از انتقال در اين روايت، انتقال حقيقى نيست و استعاره است، چنان كه گفته مىشود خلافت از فلان كس به ديگرى منتقل شد.
مقصود از انتقال گناه مظلوم به نامه عمل ظالم اين است كه مثل آن گناهان در قلب ظالم حاصل مىشود و منظور از انتقال حسنات ظالم به نامه عمل مظلوم حصول مانند آنها در قلب مظلوم است. بدين دليل كه فرمانبردارى و اطاعت خدا در قلب شخص ايجاد نور مىكند و گناه در دل، قساوت و ظلمت به وجود مىآورد. بنا بر اين به وسيله روشنايى اطاعت خدا، آمادگى نفس براى قبول معارف الهى و مشاهده حضرت حق فراهم و سنگدلى و تاريكى دل موجب دورى از خدا و حجاب مشاهده خداوند مىشود. پس اطاعت به علّت صفا و