ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٠ - بحث سوم - محاسن كلام در باره رد العجز على الصدر است
|
سكران سكر هوى مدامه |
انّى يفيق فتى به سكران [١] |
|
در اين مثالها حيله و حيله، قتل، سكران و سكران در صورت و معنى يكى و ردّ العجز على الصدراند.
٢- دو لفظ تكرارى، از نظر صورت مثل هم و در معنى مختلف بوده و در اوّل و آخر بيت قرار داشته باشند، مانند
|
يسار من سجتّيها المنايا |
و يمنى من عطيّتها اليسار [٢] |
|
دو يسار در معنى با هم مختلف و د نظر معنى متّحد ولى از نظر شكل واحدى دارند.
٣- بر عكس مورد قبل يعنى از نظر معن متّحد ولى از نظر شكل مختلف و در آغاز و پايان بيت قرار گرفته باشند. مانند شعر عمر بن ابى ربيعه:
|
و استبدّت مرّة واحده |
انّما العاجز من لا يستبدّ [٣] |
|
شاهد در دو كلمه استبدّت و لا يستبدّ است كه در ظاهر مخالف ولى در معنى يكى هستند.
٤- در اشتقاق مشترك ولى در لفظ مختلف و در دو طرف بيت قرار گرفته باشند، مانند شعر سرى:
|
ضرائب ابدعتها فى السّماح |
فلسنا نرى لك فيها ضريبا [٤]. |
|
شاهد در ضرائب و ضريب است كه در اشتقاق مشترك ولى صورتهاى مختلف دارند.
٥- دو لفظ در صورت و معنى متّحد و يكى در وسط مصراع اوّل و ديگرى
[١] مستى بر دو گونه است: مستى هواى نفس و مستى شراب، جوانى كه به اين دو مستى گرفتار باشد كى به هوش خواهد آمد.
[٢] دست چپى كه مرگ و نابودى طبيعت آن است و دست راستى كه از بخششهاى آن رفاه حاصل مىشود.
[٣] براى يك دفعه تصميم گرفتم، همانا عاجز كسى است كه قادر به تصميمگيرى نباشد.
[٤] نوآوريهايى كه خلق و طبيعت بخشش به وجود آوردهاى مثل و مانند آن را در غير تو نديدهايم