ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨١ - بحث سوم - محاسن كلام در باره رد العجز على الصدر است
در آخر مصراع دوّم واقع شده باشد، مانند گفته ابى تمّام:
|
و لم يحفظ مضاع المجدشى |
من الاشياء كالمال المضاع [١] |
|
شاهد بر سر دو كلمه مضاع در مصرع اوّل و دوّم است كه هم در صورت و هم در معنى يكى هستند.
٦- از نظر صورت متّحد ولى از نظر معنى مختلف باشند مانند بعضى كه گفتهاند:
|
لا كان انسان يتمّ صائدا |
صيد المها فاصطاده انسانها [٢] |
|
شاهد در دو كلمه انسان كه در مصراع اوّل به معناى انسان و در مصراع دوّم به معناى مردمك چشم است.
٧- دو لفظ از نظر معنى متّحد ولى از نظر صورت مختلف باشند مانند شعر امرىء القيس:
|
اذ المرء لم يخزن عليه لسانه |
فليس على شيء سواه بخزّان [٣] |
|
٨- دو لفظ در آخر مصرع اول و آخر مصرع دوم قرار داشته و از نظر صورت و معنى متحد باشند مثل شعر ابى تمام
|
و من كان بالبيض الكواعب مغرما |
فما زلت بالبيض الغواضب مغرما [٤] |
|
٩- مانند مورد قبل جز اين كه در صورت و در معنى مختلف است مانند شعر حريرى:
|
فمشعوف بآيات المثانى |
و مفتون برنّات المثانى [٥] |
|
[١] آن كه عظمت و بزرگوارى را تباه كرد در حقيقت هيچ چيز را حفظ نكرد مانند مال تباه شده.
[٢] كسى نيست كه به شكار گاو وحشى بپردازد مگر اين كه خود گرفتار چشمان سياه آن شود.
[٣] اگر انسان اختيار زبانش را نداشته باشد اختيار هيچ چيزش را نخواهد داشت.
[٤] هر كسى به دختران سفيد نو رسيده حرص مىورزد، ولى من هميشه در به كار بردن شمشيرهاى برنده حريصم.
[٥] بعضى به شنيدن آيات قرآن خوشحالند و بعضى دلباخته ساز و آوازند.