ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٣١ - فصل دوم - اقسام نظم
|
اذا ما نهى النّاهى فلجّ بى الهوى |
اصاخت الى الواشى فلجّ بها الهجر [١] |
|
(در اين شعر نهى نهى كننده شرط، و فزون شدن عشق جزا، گوش دادن به سخن چين شرط، و دورى محبوب از عاشق جزاست و نتيجه اين دو لجاجت است كه بر هر دو بار شده است).
وجه چهارم اعتراض: اعتراض ضميمه كردن چيزى است به سخن كه مقصود گوينده با آن كامل مىشود مانند سخن خداوند متعال: «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ وَ إِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ» [٢]. و سخن على (ع): «محققا خداوند در هنگام آفرينش مخلوقات از طاعت آنها بىنياز بود [٣]».
(در آيه شريفه جمله «اين سوگندى است بزرگ» مقصود آيه را روشن كرده است و در سخن على (ع) جمله «و از طاعت آنها بىنياز بود» كامل كننده و مندرج در آن است) وجه پنجم التفات: التفات عدول و برگشت از سياق سخن است به سياق ديگرى كه با معناى اوّل منافات نداشته و متمّم معناى مقصود باشد مانند عدول از غيبت به خطاب در سخن حق تعالى: «مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ» [٤] و عكس آن يعنى عدول از خطاب به غيبت مانند: «هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّى إِذا كُنْتُمْ» [٥]. و نيز مانند سخن على (ع):
[١] هر گاه نهىكننده مرا از عشق محبوب نهى كند دوستى من نسبت به او زياد مىشود ولى هر گاه محبوب من به سخن سخن چين گوش كند دورى او از من زياد مىشود.
[٢] سوره واقعه (٥٦) آيه (٧٦): سوگند به جايگاه ستارگان و اگر بدانيد اين سوگند بزرگى است.
[٣] امّا بعد فانّ اللّه خلق الخلق حين خلقهم غنيّا عن طاعتهم.
[٤] سوره فاتحه (١) آيه (٤): خداوند صاحب اختيار روز جزاست، تو را مىپرستم و از تو يارى مىجويم.
[٥] سوره يونس (١٠): آيه (٢٢): تا آن گاه كه در كشتى نشيند و بادهاى ملايمى كشتى را به حركت در آورد.