ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧٧ - بحث دهم - در بيان امورى است كه ممكن است فهم آنها در داستان خلقت آدم مشكل باشد
براى قواى چهارگانه فوق چهار خدمتگزار وجود دارد، يعنى چهار كيفيّت كه عبارتند از حرارت، برودت، رطوبت و يبوست. تفصيل هر يك در جاى خود روشن خواهد شد.
ويژگى دوّم نفس حيوانى اين است كه دو قوّه محركه و مدركه به آن اختصاص دارد و قوّه محرّكه يا برانگيزاننده است و يا انجام دهنده. قوّه برانگيزاننده، قوّهاى است كه مفاهيم را انتزاع و مدركات وهمى و خيالى و نفسى را در معرض باور قرار مىدهد. يعنى ادراكات را برمىانگيزاند تا امورى را بطلبند و يا از پيشامدها بترسند و بگريزند. قوّه برانگيزاننده داراى دو قوّه است:
يكى شهوانى كه به سمت اشياى ضرورى يا داراى نفع كه لذّتى در آن است برمىانگيزد و تحريك مىكند و يكى غضبيّه است كه انسان را به دفاع و فرار از امور ناخوش آيند وا مىدارد و تا به پيروزى برسد و در خدمت قوّه برانگيزاننده قوّه ديگرى است كه قدرت، ناميده مىشود و در اعصاب و عضلات پديد مىآيد و ويژگى آن اين است كه ديگر اعضا را تحت تأثير قرار داده و تارهاى ارتباطى و رباطات را متأثّر مىسازد.
قواى مدركه به دو قسم تقسيم مىشود.
قسم اوّل، قوّه مدركه ظاهرى كه پنج نوع است و حواس پنجگانه ناميده مىشود.
الف- لامسه، قوّهاى است كه در تمام پوست بدن منتشر است و آنچه با بدن تماس پيدا كند درك مىكند و كيفيّات متضاد را (مانند نرمى، درشتى، سردى، گرمى) تشخيص مىدهد.
ب- ذائقه: قوّهاى است كه در اعصاب گسترده بر سطح زبان وجود دارد و به وسيله آن مزههاى مختلف از چيزهايى كه با سطح زبان تماس پيدا مىكند و با آب شيرين دهان در مىآميزد فهميده مىشود.