ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٧٥ - بحث دهم - در بيان امورى است كه ممكن است فهم آنها در داستان خلقت آدم مشكل باشد
مىگيرند [١]. فايده آنها رساندن خون به اعضاى بدن است. سپس پردههاى نازكى هستند كه از الياف عصبى نازك غير محسوس بافته شدهاند و سطح اجسام ديگر را مىپوشانند و فوايدى دارند. بعضى از آنها حفظ شكل و هيأت جسم را انجام مىدهند و بعضى نقش ارتباط اعضا را بر عهده دارند و آنها را به وسيله اعصاب مرتبط مىسازند. بعضى براى اعضايى كه حس خود را از دست بدهند به صورت كار اصلى سطح حسّاس به وجود مىآورند و به صورت جنبى براى ريه و طحال و كبد و كليهها پوشش ايجاد مىكنند. چون اين پردههاى نازك ذاتا داراى حسّ نيستند ولى مىتوانند جانشين حس اعضايى شوند كه حسّ خود را از دست مىدهند.
پس از پردههاى نازك، گوشت قرار دارد و گوشت قسمت داخلى و متخللى است كه اعضاى اصلى بدن را تشكيل مىدهد. بنا بر اين بدن داراى سه قسم اعضاى اصلى است به شرح زير:
١- وسيله غذا رساندن به بدن مانند معده، كبد، عروق، و راه رسيدن غذا به معده و كبد مانند دهان، مرى. و مسير خروج غذا مانند امعا.
٢- ابزار حرارت غريزى و حافظان آن مانند، قلب، سر، شش، سينه و ساير دستگاههاى تنفسى.
٣- ابزار حسّ و حركت و كارهاى عقلى مانند دماغ، نخاع، عصب، عضلات و اوتار و مانند اينها كه كارهاى عقلى به كمك آنها نياز دارد.
چون بدن ضرورتا ايجاب مىكند كه كارهاى مختلفى انجام دهد مطابق حكمت حق تعالى واجب است كه آمادگى براى ويژگيهاى متعددى كه بتوانند منشأ افعال بدن باشند داشته باشد. يكى از آن ويژگيها نفس طبيعى است كه به
[١] منظور از كبد در اين جا جگر سفيد (شُش) است كه خون اكسيژندار را به قلب مىفرستد و قلب آن را به تمام بدن مىرساند.