ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٨١ - ٤ - شانزده صنف از امت محمد
على بن احمد بن موسى (رضي الله عنه) صريحا توثيق نشده فقط در شماره مشايخ صدوق است و از اين راه او را مورد وثوق قرار دادهاند.
احمد بن يحيى بن زكريا القطان- بنا بگفته رجال مامقانى در كتب رجال نامى از او نيست و مجهول الحال است ابو بكر بن محمد ... تميم بن بهلول، ابو معاوية الضرير، اعمش، عبد اللَّه بن باطويه، على بن محمد زعفرانى كوفى بكلى مجهول الحالاند و در رجال توضيحى در باره آنها نرسيده.
مسلم بن خالد زندى- بگفته رجال مامقانى در كتب رجال مذكور نيست و مجهول الحال است- حسن بن سنان شناخته نشده.
محمد بن خالد برقى- جمعى از علماى رجال چون ابن غضائرى در باره او گفتهاند حديث مقبول و نامقبول روايت كرده، از ضعفاء روايت كرده و حديث مرسل هم روايت كرده، خلاصه اين حال روايت است از نظر رجال سند آن.
٢- اصل روايت از نظر ترتيب سند مضطرب و از نظر متن هم مشوش است زيرا در دو طريق طوائف را سيزده شمرده و در يك طريق شانزده و باز هم يكى را ساقط كرده و اين اضطراب و تشويش و اختلاف موجب سستى حديث مىشود و بنا بر اين ممكن است اين حديث را يكى از دشمنان ائمه و اهل بيت بنام امام جعل كرده و نشر داده باشد.
زيرا اين خود بدترين تبليغات است نسبت بامام وقت كه با اين سختى طوائف بسيارى را كه شامل جمع مهمى از خلقند از زبان امام مورد انتقاد قرار دهد تا بهمين واسطه از امام رانده شوند و نسبت باو بدبين و نگران گردند و اين گونه فتنهگرىها نسبت بمقامات مقدس دينى خصوص در صورتى كه سياست مخالف مقتضى باشد بسيار ميشده و مىشود.
البته در دوره امامت امام ششم جعفر بن محمد الصادق ٧ كه جنبش شيعه و سرعت نشر تشيع لرزاننده حكومت وقت و خلافت بنى عباس بود و طرفداران بنى عباس با كمال احتياط و فعاليت ميخواستند مخالفين را سركوبى كنند و راه را صاف كنند نسبت بامام كه نه شمشيرى مىكشيد تا ببهانه شورش او را دستگير كنند و نه احزاب سياسى داشت تا ببهانههاى مربوطه ديگر از او ايراد بگيرند نه مقام علمى و دينى او زمينه انتقاد داشت، اين گونه اشاعات براى بد بين كردن مردم نسبت بآن حضرت بعيد نيست، چنانچه خلفاى وقت بعضى از ملا نماها را هم وادار ميكردند احاديث كفر و زندقه جعل كنند و بامام نسبت دهند تا بدين وسيله مردم را از او متنفر كنند و دور او را خالى كنند.
٣- در صورتى كه اين حديث صحيح باشد يعنى اين بيانات از زبان امام بيرون آمده باشد البته منظور آن عمومى نيست و متعلق بهر دور و زمانى نيست بلكه منظور همان مردمان دوره خود حضرت است و شايد حضرت ميدانسته است كه اين شانزده صنف بنشانههائى كه بيان كرده در آن دوره مخالف ائمه بودهاند و تحريكاتى بر ضد آنها داشته از اين جهت آنها را بفرزندان خود معرفى ميكند كه مبادا گول اينها را بخورند و در زحمت بيفتند از اين جهت در آخر حديث ميفرمايد هر گاه يكى از اين مردم با بستگان تو خلوت كنند بيم آنست كه او را بكشند و قصد هلاك او كنند.
و البته مردمان بعضى از اين بلاد كه در ضمن حديث شمرده شده چون رى و سيستان در زمان صدور اين حديث از متعصب ترين قبائل عرب تشكيل ميشده كه تابع و دست نشانده حكومت بودهاند