ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٨ - على كفيل سرپرستى حوزه اسلام و رهبر دين
نمىآورد. و بىهراس بسر و بار او ميپريد و هر روز با سر و دست شكسته و كتك خورده نزد پدرش ابو طالب مىآمد و ابو طالب او را بصبر و شكيبائى دستور ميداد و از او نوازش مىكرد.
٣- حضور على ٧ در جلسه اجتماعى كوى صفا سيره ابن هشام در روايت اسلام عمر كه برخى از آن پيش از اين گذشت گويد عمر خبردار شد كه پيغمبر ٦ و سلم در خانهاى نزديك كوه صفا انجمنى از مسلمانان تشكيل داده بود و قريب چهل تن زن و مرد از مسلمانانى كه در مكه بودند و با مهاجرين حبشه نگريخته بودند گرد آن حضرت جمع شده و تعليمات اسلامى را فرا ميگرفتند و از رجال مهم اين جلسه حمزه و ابو بكر و على ٧ را نام برده است اين جلسه در حدود سال پنجم از بعثت پس از هجرت نخست مسلمانان بوده است و على در اين وقت وارد شانزده سالگى و در آغاز جوانى بوده ولى بزرگترين عضو انجمن اسلامى مكه بوده است.
از سال چهارم بعثت كه حزب اسلامى در مكه آشكارا شد و بر شماره پيروانش روز بروز افزوده ميشد گرچه جنگ رسمى ميان مسلمانان و مشركان نبود ولى زد و خورد و مبارزات تن بتن و دسته جمعى كه بكشتار نميرسيد ميان آنها بسيار بوده است كه على ٧ در اين مبارزات وارد بوده و در ميدان دارى و پيكار آزموده و مجرب شده بود از اين رو در جنگ بدر كبرى كه سه تن پهلوان قريش بميدان نبرد آمدند و جنگ را افتتاح كردند و هم نبردانى از مهاجران قريش درخواستند پيغمبر ٦ و سلم على ٧ و حمزه و ابو عبيدة بن حرث را مأمور پاسخ آنها كرد و چون على ٧ وارد ميدان شد بيدرنك هم نبرد خود را از دم شمشير گذرانيد و باو مهلت نداد و حتى بر حمزه هم كه پهلوان نامى قريش بود پيشدستى كرد اين شجاعت و زبر دستى دليل آنست كه على ٧ در مبارزات حزبى مكه كاملا وارد و جنگ آزموده شده بود و هنگام هجرت پيغمبر ٦ و سلم بمدينه كه هنوز بيست سال نداشت سربازى با تجربه و مجاهدى آزموده و بيباك بود.
على كفيل سرپرستى حوزه اسلام و رهبر دين
دعوت اسلامى در مدت ١١ سالى كه مركزيت آن در مكه بود پيشرفت خوبى كرد و با همه مقاومتها و مبارزههايى كه سران قريش با آن كردند بپيشروى خود ادامه داد، در خود مكه پيروان بسيارى فراهم كرد و در هر قبيلهاى از قبائل قريش شمارهاى چند مسلمانان شدند و بهمين سبب قريش نتوانستند رسما با حزب اسلام بجنگند و در نتيجه فشار به مسلمانان دسته مهاجرين حبشه تشكيل شد و قريب صد تن مسلمانان مهاجر از زن و مرد بنجاشى پادشاه حبشه پناهنده شدند