ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤ - ٤ - قانون جهاندارى
كه بر سر كار آمده بناچار داراى نيروى جهانگيرى مقتدرى بوده و گر نه نميتوانست بحكومت برسد حكومتهاى جهان از نظر نيروى جهانگيرى كمتر با هم جدائى دارند و امتياز آنها از نظر وسعت و دوام باندازه قدرت جهاندارى و قانونگذارى است هر حكومتى به پشتيبانى قانون آسمانى يا در پرتو فكر بلند انسانى قانون جهاندارى پايدار و عدالت شعار و رعيت نگهدارى در دست داشت بيشتر پاينده بود و خوشتر زيست ولى هر حكومتى از اين پايه كمتر مايه داشت بزودى نيست و نابود گرديد، اسلام با نيروى تبليغ الهى و قانونهاى آسمانى بر پا شد ولى براى استقرار دعوت و ملت خود دست به شمشير برد و جهاد كرد، دنباله اين جهاد تا دوران حكومت امير المؤمنين ٧ كشورهاى متمدن فارس و روم و مصر را زير پرچم آورده و ملتهاى چندى را در حمايت داشت، قشون كوچك اسلام در پهناور اين ممالك وسيعه پراكنده شده بود و چون قطرههائى در ميان امواج لرزان ملتهاى شكست خورده نمايش داشت. دستورات متين و عادلانهاى بايست اين كشورها را اداره كند و حكومت اسلامى را پايدار نمايد، دولت روم با آن اقتدار و نيروى نظامى عجيب بارها ايران را گرفت و بر پايتخت آن مسلط شد ولى هر بار بزودى دچار فشار چريكهاى محلى گرديد و بناچار آن را تخليه كرد و عقبنشينى نمود، نيروى جهانگيرى اسلام در نظر مطالعهكنندگان تاريخ بسيار عجيب است كه كمتر از صد هزار جمعيت عرب مليونها قشون را از ميان ببرند و امپراطورىهاى بزرگ را منهدم كنند ولى جهان دارى اسلام و نگهدارى اين كشورهاى وسيع بسيار عجيبتر است.
مهمترين اساس عدالت و جهاندارى كه در زمينه تعليمات قرآن مجيد و دستورات پيغمبر ٦ و سلم بجهانيان رسيده است همان دستورات بزرگ فرمانى است كه على ٧ براى مالك اشتر نگارش فرمود، در آن موقعى كه مالك بولايت مصر منصوب گرديد اين يادگار بزرگ را همراه داشت، ما خلاصه اين فرمان را فصل بندى كرده و اين مقدمه را بدان پايان ميدهيم:
بسم اللَّه الرحمن الرحيم- اين فرمان بنده خدا امير مؤمنان است به مالك بن حرث اشتر كه بايد آن را در عهده خود شناسد هنگامى كه او را والى مصر نمود تا خراج آن را بگيرد و با دشمن آن بجنگد و ملت آن را اصلاح كند و بلاد آن را آباد نمايد.