ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣ - ٤ - قانون جهاندارى
قويتر و ريشهدارترى بودند از همان طوفان بزرگ انقلاب كه عمليات كرامت مآبانه على ٧ در آنها تأثير نكرد و بهمان طبع طوفانى خود در نقطه بصره و شام پديد شدند و مشكله حكميت و قضيه نهروان را پديد كردند و در صورتى كه على ٧ با آنها مدارا و مسامحه مىكرد جنگ عمومى سختترى پديد ميشد.
٢- پخش عادلانه بيت المال بهمه ارباب استحقاق و كارمندان دولت اسلامى
، از هر ناحيه خراجى ميرسيد فورا آن را بافرادى كه وظيفه خوار بيت المال بودند ميرسانيد و نزد خود نگاه نميداشت، روايت شده كه خراجى اول شب وارد كوفه شد فورا حضرت دستور داد كه رؤساى هفتگانه كوفه را احضار كردند و بوسيله آتش افروزى همان شبانه تمام آن مال را پخش كرد و يك گرده نانى هم در آن بود بهفت قسمت نمود برخى ياران آن حضرت عرض كردند بماند تا صبح كه هوا روشن شود نپذيرفت.
هر روز پنجشنبه ته انبار بيت المال را جاروب مىكرد و دو ركعت نماز در آن ميخواند ميفرمود اى اهل كوفه اگر نزد من جز شتر آبكش و غلام خدمتكار خودم چيزى ديديد از آن شما باشد.
٣- همدردى و مواساة با فقراى كشور اسلامى تا باندازهاى كه انسان را دچار حيرت ميكند
. خودش در ضمن نامهاى كه بعثمان بن والى بصره نوشت نگارش فرمود اگر بخواهم ميتوانم از اين عسل آب كرده و مغز گندم و پوشاك حرير استفاده كنم ولى هيهات كه هواى نفس بر من چيره شود و شكمپرستى مهار مرا بكشاند تا خوراك خوشمزهاى انتخاب كنم مبادا در سرزمين حجاز و يمامه ميان ملتى كه در سرپرستى من هستند باشد كسى كه قرصه نانى نداشته باشد يا شكمش سير نباشد من شكم سير شب بسر برم و در گرد من شكمهاى گرسنه و جگرهاى تشنه باشند؟!،! از گاهى كه على ٧ زمام خلافت را بدست گرفت همان لقمه نان جوين را هم با نگرانى ميخورد و هميشه در فكر بيچارگان كشور اسلامى بود. تا آخرين لحظات زندگانى پر شرافت خود: صلّى اللَّه عليه.
٤- قانون جهاندارى
در تاريخ جهان بسيار حكومتها پديد شده و بسيار سلطنتها سرنگون گرديده هر حكومتى