ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٠٥ - ١ - براى امام سى نشانه است
بدان محتاجند نزد او است جفر بزرگ و كوچك و آن يك پوست بز و يك پوست چپش است كه همه علوم در آنها است حتى ارش خراشيدن تن و حتى تاديب بيك شلاق و نصف شلاق و ثلث شلاق، و نزد او است صحف حضرت فاطمه ٧ و در حديث ديگر فرمود كه امام از طرف روح القدس كمك مىشود و ميان او و ميان خداى عز و جل ستونى است از نور كه كارهاى بندگان خدا را در آن مىبيند و هر چه نياز دارد در آن مطالعه ميكند از راهى كه بدان آگاه است.
امام ششم فرمود باز مىشود براى ما و ميدانيم و بسته مىشود از نظر ما و ديگر نميدانيم، امام زائيده مىشود و فرزند پيدا ميكند و تندرست است و بيمار مىشود، ميخورد و مىآشامد، بول ميكند و تغوط ميكند، اندوهناك مىشود و ميخندد و ميگريد، ميميرد و بخاك ميرود و زيارت كرده مىشود و اين حالات او دانسته مىشود.
نشانه امام دو چيز است علم او و تأثير دعاى او و آنچه را از آينده خبر ميدهد دست بدست از رسول خدا بتوسط پدرانش دريافت كرده و از جانب خداست همه را رسول خدا بتوسط جبرئيل از خداوند داناى غيب دريافته همه يازده تن امامانى كه پس از پيغمبر بودند كشته و شهيد شدند پارهاى از آنها با شمشير چون امير مؤمنان و حسين ٧ و ديگران همه با زهر كشته شدند و كشتن آنها از روى حقيقت و درستى واقع شد نه چنانچه غلاة و مفوضه ميگويند زيرا كه آنها ميگويند بطور حقيقت كشته نشدند، امر آنها بر مردم مشتبه شد، دروغ ميگويند.
امر هيچ كدام از پيغمبران و حجتهاى خدا بر مردم مشتبه نشد جز امر عيسى بن مريم بتنهائى زيرا كه او زنده از زمين بآسمان بالا برده شد و در ميان آسمان و زمين قبض روح شد سپس تنش را بآسمان بردند و جانش باو باز گرديد