ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٦٢ - ٥٩ - ايوب بىگناه هفت سال بلا كشيد
٥٩- ايوب بىگناه هفت سال بلا كشيد-
امام ششم فرمود ايوب بىگناه هفت سال بلا كشيد. امام ششم از قول پدرش گفت كه ايوب بىگناه گرفتار بلا شد، پيغمبران گناه نميكنند زيرا معصوم و پاكند و كج نميروند، و پيرامون گناه نميگردند چه گناه كوچك باشد چه گناه بزرگ، فرمود حضرت ايوب با اين اندازه بلا كه كشيد بوى بد و قيافه زشت در او پديد نشد و يك نوك قلم خون و چرك از او بيرون نيامد هيچ كس او را كثيف نيافت و از او وحشت نكرد هيچ كجاى بدنش كرم نيفتاد خدا با همه پيغمبران و دوستان گرامى خود در گرفتارى آنها چنين ميكند همانا مردم كه از حضرت ايوب كناره ميكردند براى فقر و ضعف حال او بود در ظاهر چون نميدانستند نزد پروردگار خود كه نامش بلند باد چه مقامى دارد و چه كمك و گشايشى دريافت خواهد كرد.
پيغمبر ٦ فرمود بلاكش ترين مردم پيغمبرانند سپس مانندتر و مانندتر بآنان خداى عز و جل همانا ايوب را ببلاى بزرگى گرفتار كرد كه در چشم همه مردم خوار شد.
تا آنكه چون نعمتهاى بيكران خدا را در دست او بنگرند او را به پروردگارى و خدائى نپرستند و براى آنكه بدانند ثواب و پاداش از جانب خدا بر دو قسم است يكى بطور اختصاص و تفضل و يكى بطور استحقاق و مزد كوشش و عبادت تا هيچ ضعيف و بيچارهاى را خوار ندانند و هيچ فقير و بيمارى را پست نشمارند و تا بدانند كه خدا هر كس را خواهد بيمار كند و هر كه را هر گاه خواهد شفا بخشد بهر وسيلهاى كه خواهد و اينها را براى جمعى عبرت و براى جمعى بدبختى و شقاوت و براى جمعى سعادت و خوشبختى قرار دهد و خدا در همه حال در قضاوت خود عادل و در كارهاى خود حكيم است و آنچه با بندگانش رفتار كند اصلح به حال آنها است و هيچ توانائى براى آنها نيست مگر از جانب حضرت او.