ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٣ - على(ع) درون بستر مرگ پيغمبر
خيانت ورزيد و بىدستور پيغمبر با آنها جنگيد و جمعى از آنها را كشت و آنها را آزرده ساخت چون اين گزارش به پيغمبر ٦ و سلم رسيد فورا براى جبران خطاى خالد على ٧ را خواست و مال فراوانى با او بقبيله بنى جذيمه فرستاد تا كشتگان آنها را ديه داد و عذر خواست و آنها را تسليت داد و نوازش كرد.
٦- در جنگ حنين چون قشون كفر مسلمانان را غافلگير كردند و در گردنه اوطاس سر سر راه بر آنها گرفتند و آنها را گريزان نمودند على ٧ با جمعى از بنى هاشم و چند تن از انصار گرد پيغمبر ٦ و سلم فراهم شدند و حمله سخت كفار را دفع كرده و سر راه بر آنها بستند و آنها را شكست دادند و گريزانيدند اينها نمونههاى چندى است كه در اينجا يادآور شديم و گر نه شرح شجاعتهاى على ٧ در كتابهاى بزرگى مندرج است و بخشى از آن در ضمن اخبار اين كتاب بيان خواهد شد.
على ٧ در حفظ و نگهدارى مركز پيغمبر اسلام «ص»
پيغمبر ٦ و سلم چون براى جنگ تبوك از مدينه بيرون شد بسيج عمومى داد و همه مسلمانان را زير پرچم آورد و با خود بجبهه برد بيش از سى هزار تن با آن حضرت روانه شدند و كسانى كه بجا ماندند خلاف كار و منافق شمرده شدند ولى پيغمبر ٦ و سلم على را بجاى خود بر مدينه گماشت تا مركزيت اسلام را حفظ كند و اگر حادثهاى از روميان براى آن حضرت رخ داد على ٧ بجاى او جامعه اسلامى را نگهدارى نمايد و چون پيغمبر ٦ و سلم ببيمارى مرگ گرفتار شد همه مهاجر و انصار را با اسامة بن زيد مأمور كرد كه براى جهاد از مدينه كوچ كنند تنها على ٧ را با خود نگهداشت تا اسرار خلافت را باو بدهد و سفارشهاى خود را در باره امت باو بسپارد در آن هنگام كه بزرگان مهاجرين دنيا دوست در زير فشار فرمان پيغمبر ٦ و سلم يك پا بيرون از مدينه داشتند و پاى ديگر درون مدينه و از لعنت تخلف و بىانضباطى نسبت بجيش اسامه سنگين بار و بدبخت بودند على ٧ با آرام خاطر بنا بميل پيغمبر ٦ و سلم در آغوش وى اسرار علوم را مىآموخت چنانچه شرح آن را در اخبار آخر كتاب ميخوانيد.
على ٧ درون بستر مرگ پيغمبر ٦
پيغمبر ٦ و سلم در آن روزهاى آخر زندگانى دوست جانى خود على ٧ را خواست و درون بستر خود او را در آغوش كشيد و درهاى بيشمارى از دانش بر وى گشود در آن دم آخر سر بدامن او گذاشت و بدرود زندگانى گفت على ٧ با همان شيوه فرمانبرى كه هنگام زندگى