ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٣٦ - ١٨ - احتجاج امير مؤمنان باين گونه خصلتها بر مردم در روز شوراى خلافت
شما را بخدا در ميان شما كسى هست جز من كه جارچى از آسمان جار كشيده باشد لا سيف الا ذو الفقار و لا فتى الا على بخدا نه.
شما را بخدا در ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا ٦ در بارهاش فرموده باشد اگر نميترسيدم مردم از جاى پايت خاك بردارند و بقصد تبرك براى بازماندگان خود اندوخته كنند در باره تو سخنى ميگفتم كه كسى نماند جز آنكه از خاك زير پايت كفى بردارد؟ بخدا نه.
شما را بخدا در ميان شما جز من كسى هست كه رسول خدا ٦ باو دستور داده باشد كه خانه مرا بپامگذار كسى نزد من بيايد. زيرا فرشتگان بديدن من مىآيند عمر سه بار آمد و او را برگردانيدم و باو گفتم پيغمبر را نميشود ديد چندين فرشته نزد او هستند شماره آنها را هم گفتم سپس باو اذن دادم وارد شد و برسول خدا ٦ عرض كرد يا رسول اللَّه چند بار آمدم شرفياب شوم على عليه الصلاة و السلام مرا برگردانيد و ميگفت نميشود رسول خدا ٦ را ديدار كرد زوار فرشته نزد او آمدند و شماره آنها چند است، على چگونه شماره آنها را دانست آيا آنها را ديده؟
پيغمبر ٦ رو بعلى ٧ فرمود راست ميگويد چطور شماره آنها را دانستى؟ گفتم آوازهاى مختلف آنها را شنيدم و از روى آوازهاى آنها را شماره كردم فرمود راست گفتى از برادرم عيسى يك روشى در تو هست عمر بيرون رفت و ميگفت او را بفرزند مريم مثل زد همانا كه قومى تيز زبان هستند خداى عز و جل اين آيه را (در سوره زخرف آيه ٥٧٢-) نازل كرد چون بفرزند مريم مثل زده شود بناگاه قوم تو رو برگردانند و فرياد كشند گويند معبودان ما بهتر است يا او؟ اين مثل را نزنند مگر از روى ستيزه و جدال، بلكه آنان گروهى ستيزه جويند. همانا او بندهايست كه ما بوى نعمت داديم و براى بنى اسرائيلش نمونه آورديم و اگر بخواهيم بجاى شما در زمين فرشتگانى قرار ميدهيم كه جانشين شما باشند؟ بخدا نه.