ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤ - ج - از نظر اينكه اگر پس از وفات پيغمبر
طرفداران آن در نشر آن بسيار كوشيدند تا در تاريخ عمومى اسلام مطلب مسلمى بشمار رفت) البته حكومتهاى آن روز و طرفداران ذى نفع آنها براى تبرئه و تحكيم اساس زمامدارى خود جز اين راهى نداشتند و چون اين وضع خلافت انتخابى كه روى نظر مسلمانان و تحصيل اكثريت آراء بود بدون ثبوت سكوت پيغمبر ٦ اساسى نداشت و قرنها هم در جامعه اسلامى بر پا بود اين رأى روز بروز ثابتتر و عمومىتر شد از اين جهت خاورشناسان اروپا كه اطلاعات اسلامى آنها از مطالعه تاريخ عمومى اسلام است آن را اصل مسلمى تلقى كردهاند ولى امروز كه مردم هشيارى ملاحظه شخصيت پيغمبر ٦ را ميكنند و شالوده تعليمات عمومى و جاودان او را مينگرند هرگز باور نميكنند كه پيغمبر ٦ از دنيا رفته باشد و هيچ گونه پيش بينى براى جامعه اسلامى پس از خود نكرده باشد، پيغمبر كه تازه پرچمهاى مخالف جزيرة العرب را سرنگون كرده و دو سال بيشتر نيست كه قبايل دور دست تسليم او شده و تبعيت او را پذيرفتهاند و در عين حال آواز مخالف از طرف يمامه و نقطههاى ديگر بگوش او رسيده و بعلاوه نامه دعوت براى پادشاهان بزرگ دنيا چون خسرو شاهنشاه فارس و هرقل امپراطور روم نوشته است و در حقيقت كار جامعه اسلامى از نظر تنظيم و تحكيم امورات داخلى عربستان و از نظر دعوت بيگانگان تازه شروع شده اكنون مرگ او فرا رسيده بدون هيچ گونه پيش بينى رخت بر بندد و چشم از همه رنجهاى خود بپوشد هرگز باور نميشود) شايستگى على بن ابى طالب ٧ براى خلافت از نظر كليه شروط و اوضاعى كه در خليفه اسلامى بايست بوده باشد مورد اتفاق همه مسلمانان است و هر دستهاى اوصافى را كه براى خليفه و امام در جامعه اسلام اعتبار كردهاند اعتراف كردهاند كه على بن ابى طالب ٧ بحد اكمل داراى آن اوصاف بوده و جز دسته خوارج كه توبه پس از حكمين را جزء شروط امامت آوردند در اين موضوع مخالفى وجود ندارد از اين جهت ما از اين نظر هم وارد بحث نميشويم زيرا شايستگى و لياقت على ٧ براى خلافت بلكه برترى آن حضرت بر سايرين در تاريخ اسلام روشن است و قابل انكار نيست و بحث و گفتگو در اين زمينه بسيار شده و كتابهائى بسيار نوشته شده و من از توضيح واضحات و تكرار خوشم نميآيد.
ج- از نظر اينكه اگر پس از وفات پيغمبر ٦ على ٧ بجاى آن حضرت نشسته بود و زمام امور را بدست گرفته بود و مسلمانان تمكين آن حضرت شده بودند چه ميشد؟
بحث در اين موضوع هم جز تأسف نتيجهاى ندارد، البته معلوم است كه اگر على ٧ بلافاصله پس از پيغمبر ٦ زمام امور جامعه اسلامى را بدست ميگرفت و دچار اختلافات داخلى نميشد