ترجمه خصال شيخ صدوق
(١)
پيشگفتار
٢ ص
(٢)
شاهكار جلد - 2 - نظر اين كتاب
٢ ص
(٣)
علت توجه به موضوع امامت و خلافت اسلامى
٣ ص
(٤)
الف از نظر نص و تصريح و تعيين خود پيغمبر
٣ ص
(٥)
ب - از نظر لياقت و شايستگى مقصد
٣ ص
(٦)
ج - از نظر اينكه اگر پس از وفات پيغمبر
٤ ص
(٧)
روش بحث ما در موضوع امامت و خلافت اسلامى
٨ ص
(٨)
فضائل و برترىهاى على
١١ ص
(٩)
بهترين فرزند در بهترين خاندان
١١ ص
(١٠)
بهترين فرزند در دامن پاك ترين مادر
١٤ ص
(١١)
نمونه كامل پدر
١٩ ص
(١٢)
بزرگوارى پدر را بنگر
١٩ ص
(١٣)
ابو طالب در تنگناى قحط سالى
١٩ ص
(١٤)
در باره ابو طالب از روى انصاف نظر بدهيد؛
٢٠ ص
(١٥)
متن لايحه قريش بر ضد پيغمبر اسلام
٢١ ص
(١٦)
دفاع ديپلماسى ابو طالب از اسلام
٢٢ ص
(١٧)
دفاع مردانه ابو طالب از پيغمبر«ص» و جهاد ادبى او
٢٣ ص
(١٨)
نمونههائى از كوشش و فداكارى ابو طالب نسبت باسلام و پيغمبر
٣٢ ص
(١٩)
نمونههائى از تبليغات اسلامى ابو طالب
٣٤ ص
(٢٠)
چرا ابو طالب رسما جزء حزب اسلام نشد؟
٣٦ ص
(٢١)
نمونه كامل پرورش، پرورشگاهى بىمانند
٤١ ص
(٢٢)
نمونه كامل مسلمانان پاك
٤٣ ص
(٢٣)
نتيجه گفتگوى ما تا اينجا چيست؟
٤٤ ص
(٢٤)
على«ع» در دوران تشكيلات حزبى اسلام در مكه معظمه
٤٦ ص
(٢٥)
على كفيل سرپرستى حوزه اسلام و رهبر دين
٤٨ ص
(٢٦)
على در رتبه برادرى پيغمبر
٥٣ ص
(٢٧)
براى خدا هر دو تن با هم برادر گرديد
٥٦ ص
(٢٨)
على در آغاز نبردهاى مهم اسلام
٥٩ ص
(٢٩)
على در خاندان نبوت
٦٠ ص
(٣٠)
على در فرماندهى قشون اسلام
٦١ ص
(٣١)
على(ع) در حفظ و نگهدارى مركز پيغمبر اسلام«ص»
٦٣ ص
(٣٢)
على(ع) درون بستر مرگ پيغمبر
٦٣ ص
(٣٣)
جمع و تنظيم قرآن مجيد
٦٤ ص
(٣٤)
على در مبارزه و دفاع سلمى خود
٦٥ ص
(٣٥)
1 - تشكيل اقليت مخالف
٦٦ ص
(٣٦)
2 - احتجاج - بقول امروزيها ميتينگ
٦٦ ص
(٣٧)
3 - كمك خواهى و دعوت افراد مؤثر
٦٩ ص
(٣٨)
4 - كنارهگيرى و اعتراض
٦٩ ص
(٣٩)
دانشگاه بزرگ على«ع»
٧٠ ص
(٤٠)
محافظهكارى و پيش داشتن مصلحت عموم بر سود
٧١ ص
(٤١)
مراعات افكار عمومى و نمايش روح حكومت ملى
٧٢ ص
(٤٢)
1 - تحت تأثير اطرافيان و استفادهجويان كه چون زالو در اطراف زمامداران گرد مىآيند تا بوسيله او خون ملت را بمكند واقع نشد
٧٢ ص
(٤٣)
2 - پخش عادلانه بيت المال بهمه ارباب استحقاق و كارمندان دولت اسلامى
٧٣ ص
(٤٤)
3 - همدردى و مواساة با فقراى كشور اسلامى تا باندازهاى كه انسان را دچار حيرت ميكند
٧٣ ص
(٤٥)
4 - قانون جهاندارى
٧٣ ص
(٤٦)
فصل يكم
٧٥ ص
(٤٧)
فصل دوم
٧٥ ص
(٤٨)
فصل سوم
٧٨ ص
(٤٩)
فصل چهارم
٧٩ ص
(٥٠)
فصل پنجم
٨٠ ص
(٥١)
فصل ششم«شرايط قضات و دادستان»
٨١ ص
(٥٢)
(فصل هفتم)«در شرائط عمال(كارگران شهرستانها و جمعكنندگان ماليات و صدقات»
٨١ ص
(٥٣)
متمم فصل هفتم
٨٢ ص
(٥٤)
فصل هشتم
٨٣ ص
(٥٥)
متمم فصل هشتم
٨٤ ص
(٥٦)
فصل نهم
٨٤ ص
(٥٧)
متمم فصل نهم
٨٥ ص
(٥٨)
فصل دهم
٨٧ ص
(٥٩)
فصل يازدهم
٨٧ ص
(٦٠)
متمم فصل يازدهم
٨٨ ص
(٦١)
فصل دوازدهم
٨٨ ص
(٦٢)
متمم فصل دوازدهم
٨٩ ص
(٦٣)
حضرت آقاى آيت الله كمرهاى زيد توفيقاته
٩١ ص
(٦٤)
تضمين غزل خواجه عليه الرحمه و مضمون غدير خم
٩٢ ص
(٦٥)
باب خصال هفتگانه
٩٣ ص
(٦٦)
1 - دستور رسيده كه هفت چيز زير خاك شود
٩٣ ص
(٦٧)
شرح
٩٣ ص
(٦٨)
2 - رسول خدا از هفت چيز باز داشت و بهفت چيز ديگر فرمان صادر كرد
٩٣ ص
(٦٩)
3 - هفت عضو گوسفند حرام است
٩٣ ص
(٧٠)
4 - به پيغمبر در باره على هفت خصلت داده شده
٩٤ ص
(٧١)
5 - گفتار پيغمبر هفت بار خوشا بر كسى كه نديده بمن گرود
٩٤ ص
(٧٢)
6 - هفت كس در قيامت زير عرش خدا باشند
٩٥ ص
(٧٣)
7 - در كشمش هفت خصلت است
٩٥ ص
(٧٤)
8 - در روز موسى هفت كوه پريدند
٩٥ ص
(٧٥)
شرح
٩٦ ص
(٧٦)
9 - نام و رنگ هفت و آسمان
٩٦ ص
(٧٧)
10 - رسول خدا هفت سفارش به ابو ذر كرد
٩٩ ص
(٧٨)
11 - هر كس هفت صفت را دارا باشد حقيقت ايمانش كامل است
١٠٠ ص
(٧٩)
شرح -
١٠٠ ص
(٨٠)
12 هر كس ماه رمضان را روزه دارد هفت خصلت برايش ثابت شود
١٠٠ ص
(٨١)
13 - در روز قيامت عذاب هفت كس سختتر باشد
١٠٠ ص
(٨٢)
14 - تكبيرات افتتاح هفت است
١٠١ ص
(٨٣)
15 - در هفت جا بعد از حمد نماز در ركعت اول سوره قل هو الله أحد و در ركعت دوم سوره قل يا أيها الكافرون را بخوانند
١٠١ ص
(٨٤)
16 - فرزانهاى فرزانه ديگرى را براى دريافت هفت كلمه هفتصد فرسخ دنبال كرد
١٠٢ ص
(٨٥)
17 - هفت كس كار خود را تباه ميكنند
١٠٢ ص
(٨٦)
18 - سجده بر هفت عضو(استخوان خ ب) است
١٠٢ ص
(٨٧)
19 - رسول خدا هفت دسته را لعنت كرده
١٠٣ ص
(٨٨)
20 مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد
١٠٣ ص
(٨٩)
شرح
١٠٤ ص
(٩٠)
21 - كافر در هفت روده ميخورد
١٠٤ ص
(٩١)
شرح -
١٠٥ ص
(٩٢)
22 - مؤمن كسى است كه هفت خصلت داشته باشد
١٠٥ ص
(٩٣)
23 - مؤمنان بر هفت درجه و پايهاند
١٠٥ ص
(٩٤)
شرح
١٠٥ ص
(٩٥)
اهل صبر
١٠٥ ص
(٩٦)
اهل مغفرة
١٠٦ ص
(٩٧)
24 - شيرينى ايمان در هفت دل نيست
١٠٦ ص
(٩٨)
25 - هفت دسته از علماء در دوزخند
١٠٦ ص
(٩٩)
شرح
١٠٧ ص
(١٠٠)
26 - هفت جاندار را خدا آفريده كه از شكم مادر بيرون نيامدهاند
١٠٧ ص
(١٠١)
27 - اسلام هفت سهم قرار داده شده
١٠٧ ص
(١٠٢)
28 - خدا به پيغمبرش هفت خصلت داده -
١٠٨ ص
(١٠٣)
29 - يك گاو و يك شتر قربانى از هفت تن بس است
١١٠ ص
(١٠٤)
شرح -
١١٠ ص
(١٠٥)
30 - خورشيد هفت طبقه دارد و ماه هفت طبقه
١١٠ ص
(١٠٦)
شرح -
١١١ ص
(١٠٧)
31 - دنيا هفت اقليم است
١١٢ ص
(١٠٨)
شرح -
١١٢ ص
(١٠٩)
32 - در هفت مقام از عبادت دعاى معينى نيست
١١٣ ص
(١١٠)
شرح -
١١٣ ص
(١١١)
33 - هفت كس قرآن نخوانند
١١٣ ص
(١١٢)
34 - قرآن بر هفت حرف نازل شده
١١٤ ص
(١١٣)
شرح -
١١٤ ص
(١١٤)
35 - خدا از روزى كه زمين را آفريده تاكنون هفت طبقه دانايان و خردمندان در آن جا داده
١١٥ ص
(١١٥)
36 - چيزى در آسمان و زمين نباشد جز بهفت مطلب
١١٦ ص
(١١٦)
شرح
١١٦ ص
(١١٧)
37 - چون نجاشى مرد پيغمبر هفت تكبير بر او گفت
١١٦ ص
(١١٨)
شرح -
١١٧ ص
(١١٩)
38 - چون خدا بر امتى خشم كند و بعذابى آنها را هلاك نكند هفت بلا بر آنها مسلط كند
١١٧ ص
(١٢٠)
39 - دوستى پيغمبر و خاندانش در هفت جا سود ميدهد
١١٧ ص
(١٢١)
40 - آنچه از طريق عامه رسيده بر اينكه زمين براى هفت كس آفريده شده
١١٧ ص
(١٢٢)
شرح -
١١٨ ص
(١٢٣)
41 - دوزخ هفت در دارد
١١٨ ص
(١٢٤)
شرح -
١١٩ ص
(١٢٥)
42 - على(ع) در روز قيامت با هفت خصلت بر خلق حجت مىآورد
١٢٠ ص
(١٢٦)
شرح -
١٢١ ص
(١٢٧)
43 - هفت بانوى بهشتى خواهر همديگرند
١٢١ ص
(١٢٨)
44 - گناهان كبيره هفت است
١٢١ ص
(١٢٩)
شرح -
١٢٢ ص
(١٣٠)
45 - امتحان اوصياء پيغمبران در حيات پيغمبران در هفت مقام است و پس از وفاتشان هم در هفت مقام
١٢٣ ص
(١٣١)
خداى عز و جل در حيات پيغمبر، على(ع) را در هفت مقام امتحان كرد
١٢٥ ص
(١٣٢)
اما نخستين بار
١٢٥ ص
(١٣٣)
اما مقام دوم
١٢٥ ص
(١٣٤)
مقام سوم
١٢٦ ص
(١٣٥)
مقام چهارم -
١٢٦ ص
(١٣٦)
مقام پنجم -
١٢٧ ص
(١٣٧)
مقام ششم -
١٢٨ ص
(١٣٨)
مقام هفتم
١٢٩ ص
(١٣٩)
خداى عز و جل پس از مرگ پيغمبر، على(ع) را در هفت مقام امتحان كرد
١٣٠ ص
(١٤٠)
مقام يكم
١٣٠ ص
(١٤١)
مقام دوم
١٣١ ص
(١٤٢)
مقام سوم
١٣٣ ص
(١٤٣)
مقام چهارم -
١٣٥ ص
(١٤٤)
مقام پنجم
١٣٨ ص
(١٤٥)
مقام ششم
١٤٠ ص
(١٤٦)
مقام هفتم
١٤٥ ص
(١٤٧)
46 - آنچه در باره ايام هفته يك شنبه، دو شنبه، سه شنبه، چهار شنبه، پنج شنبه، جمعه، شنبه رسيده
١٤٦ ص
(١٤٨)
47 - آنچه در خصوص روز شنبه و ما بعدش رسيده
١٤٧ ص
(١٤٩)
48 - آنچه در خصوص روز دو شنبه رسيده
١٤٨ ص
(١٥٠)
49 - آنچه در باره روز سه شنبه رسيده
١٤٩ ص
(١٥١)
50 - آنچه در روز چهار شنبه رسيده
١٤٩ ص
(١٥٢)
51 - آنچه در باره روز پنجشنبه رسيده -
١٥١ ص
(١٥٣)
52 - آنچه در باره روز جمعه رسيده
١٥٢ ص
(١٥٤)
53 - آنچه در باره روز شنبه رسيده
١٥٤ ص
(١٥٥)
54 - معناى حديثى كه از پيغمبر روايت شده كه با ايام دشمنى نكنيد تا با شما دشمنى كنند
١٥٥ ص
(١٥٦)
شرح -
١٥٧ ص
(١٥٧)
شرح ديگر
١٥٧ ص
(١٥٨)
55 - آدم و حوا هفت ساعت در بهشت بودند و سپس از آن بيرون شدند -
١٥٩ ص
(١٥٩)
56 - در شيعه هفت خصلت است -
١٥٩ ص
(١٦٠)
57 - رسول خدا در هفت مقام ابو سفيان را لعنت كرد -
١٥٩ ص
(١٦١)
58 - حديث هفت صندوقى كه در دوزخ است -
١٦١ ص
(١٦٢)
59 - ايوب بىگناه هفت سال بلا كشيد -
١٦٢ ص
(١٦٣)
60 - فرشتگان هفت دستهاند و حجابها هفتند -
١٦٣ ص
(١٦٤)
شرح -
١٦٤ ص
(١٦٥)
سرادق
١٦٤ ص
(١٦٦)
61 - امير المؤمنين هفت سال پيش از مردم نماز خواند
١٦٥ ص
(١٦٧)
شرح -
١٦٥ ص
(١٦٨)
62 - شياطين بر هفت تن از غلات فرود شدند -
١٦٥ ص
(١٦٩)
شرح -
١٦٥ ص
(١٧٠)
63 - جبرئيل از طرف خداى عز و جل جلاله خبر آورد كه به شيعيان على(ع) هفت خصلت عطا شده
١٦٥ ص
(١٧١)
64 - كسى كه روايت كرده كه خاندانى كه آيه تطهير در باره آنها نازل شده هفت كس بودند -
١٦٦ ص
(١٧٢)
65 - هفت كس نماز را شكسته نخوانند -
١٦٦ ص
(١٧٣)
66 - ذكر حق بهفت عضو انسان تقسيم شده
١٦٦ ص
(١٧٤)
67 - رسول خدا را هفت فرزند شد -
١٦٧ ص
(١٧٥)
تذكر
١٦٨ ص
(١٧٦)
- باب خصال هشتگانه
١٦٩ ص
(١٧٧)
1 - شايسته است كه در مؤمن هشت خصلت باشد -
١٦٩ ص
(١٧٨)
شرح -
١٦٩ ص
(١٧٩)
2 - هشت كسند كه نمازشان قبول نميشود
١٧٠ ص
(١٨٠)
3 - حاملين عرض هشتند
١٧٠ ص
(١٨١)
شرح -
١٧٠ ص
(١٨٢)
4 - بهشت هشت در دارد -
١٧٢ ص
(١٨٣)
5 - روا نيست كه سقف خانه از هشت ذراع(چهار ذرع شاه) بيشتر باشد
١٧٣ ص
(١٨٤)
6 - ثمانية ازواج -
١٧٤ ص
(١٨٥)
7 - هشت كس از مردم محسوب نشوند
١٧٤ ص
(١٨٦)
8 - هر كس در مسجدها رفت و آمد كند يكى از هشت خصلت را دريابد
١٧٥ ص
(١٨٧)
9 - هشت كسند كه اگر اهانت شوند همانا بايد خود را سرزنش كنند
١٧٥ ص
(١٨٨)
10 - مسجدها را از هشت چيز بايد دور داشت -
١٧٦ ص
(١٨٩)
11 - ايمان هشت خصلت است
١٧٦ ص
(١٩٠)
12 - معاصى كبيره هشت است
١٧٧ ص
(١٩١)
شرح -
١٧٧ ص
(١٩٢)
13 - براى على(ع) هشت خصلت است
١٧٨ ص
(١٩٣)
باب خصال نهگانه
١٨٠ ص
(١٩٤)
1 - خداوند نه خصلت به پيغمبر خود محمد
١٨٠ ص
(١٩٥)
2 - بشيعيان و دوستان على(ع) نه خصلت عطا شده
١٨٠ ص
(١٩٦)
3 - براى فاطمه دختر محمد
١٨١ ص
(١٩٧)
4 - خداى عز و جل بامير المؤمنين نه چيز داده كه بكسى پيش از وى جز بمحمد
١٨١ ص
(١٩٨)
5 - به پيغمبر
١٨٢ ص
(١٩٩)
6 - نه چيز است كه هر يك آفتى دارند -
١٨٣ ص
(٢٠٠)
7 - در خرماى برنى نه خصلت است
١٨٣ ص
(٢٠١)
8 - از اين امت نه چيز برداشته شده
١٨٤ ص
(٢٠٢)
شرح -
١٨٤ ص
(٢٠٣)
9 - از نه چيز نهى شده
١٨٤ ص
(٢٠٤)
شرح -
١٨٤ ص
(٢٠٥)
10 - گناهكار را نه ساعت مهلت دهند -
١٨٥ ص
(٢٠٦)
11 - امامان از فرزندان حسين(ع) نه تن بودند
١٨٥ ص
(٢٠٧)
12 - پيغمبر
١٨٥ ص
(٢٠٨)
13) امير مؤمنان(ع) نه كلمه فرمود
١٨٦ ص
(٢٠٩)
14 - اندازه بلوغ زن نه سال است -
١٨٧ ص
(٢١٠)
شرح -
١٨٧ ص
(٢١١)
15 - زنى كه از شوهر خود نه طلاق عدى گرفته بر او حرام ابدى مىشود -
١٨٧ ص
(٢١٢)
16 - زكاة در نه چيز است -
١٨٨ ص
(٢١٣)
17 - نماز جمعه از نه كس ساقط است -
١٨٩ ص
(٢١٤)
18 - نه چيز موجب فراموشىاند -
١٨٩ ص
(٢١٥)
19 - ذكر نه معجزهاى كه خداوند عز و جل بموسى عطا كرد -
١٩٠ ص
(٢١٦)
20 - آنان كه با قائم آل محمد مىآيند تا كم كم شماره لازم انصارش جمع آورى شوند از نه قبيلهاند -
١٩٠ ص
(٢١٧)
باب خصال دهگانه
١٩١ ص
(٢١٨)
1 - پيغمبر
١٩١ ص
(٢١٩)
2 - رفت و آمد بدر خانهها بايد براى يكى از ده مطلب باشد
١٩٢ ص
(٢٢٠)
3 - خداى تبارك و تعالى عقل را بده چيز تقويت كرده -
١٩٣ ص
(٢٢١)
4 - ده خصلت از صفات خاصه امام است -
١٩٤ ص
(٢٢٢)
5 - على(ع) از رسول خدا
١٩٥ ص
(٢٢٣)
6 - شيعيان و ياران على(ع) را بده خصلت مژده باد -
١٩٧ ص
(٢٢٤)
7 - ده خصلت از اخلاق بزرگند -
١٩٧ ص
(٢٢٥)
8 - هنگامه رستاخيز بر پا نشود تا ده نشانه بوده باشد -
١٩٨ ص
(٢٢٦)
9 - ده خصلت را خداى عز و جل براى پيغمبرش و خاندان او جمع كرده
١٩٨ ص
(٢٢٧)
10 - هر كه با ده خصلت خدا را ملاقات كند بهشت ميرود -
١٩٩ ص
(٢٢٨)
11 - مؤمن خردمند نباشد تا ده خصلت در او نباشد -
١٩٩ ص
(٢٢٩)
12 - ده عضو از اعضاء گوسفندى كه ذبح شود نبايد خورد -
٢٠٠ ص
(٢٣٠)
شرح -
٢٠٠ ص
(٢٣١)
13 - ده چيز مردار غير نجس العين پاك است -
٢٠٠ ص
(٢٣٢)
14 - ده كس در ده چيز طمع نكنند كه بيجا است -
٢٠١ ص
(٢٣٣)
15 - در ده جا نبايد نماز خواند -
٢٠١ ص
(٢٣٤)
شرح -
٢٠٢ ص
(٢٣٥)
16 - ده كس به بهشت نميروند -
٢٠٢ ص
(٢٣٦)
شرح -
٢٠٣ ص
(٢٣٧)
17 - عاقبت ده جزء است -
٢٠٣ ص
(٢٣٨)
18 - ده كس خود را و ديگران را بگرفتارى و رنج اندازند -
٢٠٣ ص
(٢٣٩)
19 - زهد ده جزء است -
٢٠٤ ص
(٢٤٠)
شرح -
٢٠٤ ص
(٢٤١)
20 - ده قسم كنيز بر آقاى خود حرامند -
٢٠٤ ص
(٢٤٢)
21 - شهوت زنانه جزء است -
٢٠٤ ص
(٢٤٣)
22 - حيا ده جزء است -
٢٠٥ ص
(٢٤٤)
23 - چون پسر بچهها بده سالگى رسيدند بستر خواب آنها را از زنها جدا كنند
٢٠٥ ص
(٢٤٥)
24 - يك زن صبر ده مرد را دارد -
٢٠٥ ص
(٢٤٦)
25 - ده چيز است كه بعضى از بعضى سختتر است
٢٠٦ ص
(٢٤٧)
شرح -
٢٠٩ ص
(٢٤٨)
26 - در خربزه ده خاصيت است -
٢١٠ ص
(٢٤٩)
27 - ده چيز نشاط آورند
٢١٠ ص
(٢٥٠)
28 - نماز بر ده وجه است -
٢١١ ص
(٢٥١)
شرح -
٢١١ ص
(٢٥٢)
29 - در شيعه ده خصلت است
٢١١ ص
(٢٥٣)
30 - رسول خدا
٢١١ ص
(٢٥٤)
شرح -
٢١٢ ص
(٢٥٥)
31 ثواب كسى كه ده رمضان پى در پى روزه گرفته باشد
٢١٢ ص
(٢٥٦)
32 - ثواب كسى كه ده حج كرده
٢١٢ ص
(٢٥٧)
33 - بركت ده جزء است
٢١٢ ص
(٢٥٨)
34 - پيش از قيامت ده نشانه است -
٢١٣ ص
(٢٥٩)
35 - اسلام بده سهم سازمان شده است -
٢١٣ ص
(٢٦٠)
36 - ايمان ده درجه است
٢١٣ ص
(٢٦١)
شرح -
٢١٤ ص
(٢٦٢)
37 - ثواب كسى كه ده سال براى رضاى خدا اذان بگويد -
٢١٥ ص
(٢٦٣)
38 - در مسواك ده خصلت است -
٢١٥ ص
(٢٦٤)
39 - نشانههاى ساعت(قيامت) ده است -
٢١٥ ص
(٢٦٥)
40 - رسول خدا در شبانه روزى ده دوره هفت شوطى بخانه كعبه طواف ميكرد
٢١٦ ص
(٢٦٦)
41 - حكم كسى كه در روزه ماه رمضان ده بار با زنى جماع كرده -
٢١٦ ص
(٢٦٧)
42 - ده سخن پند آميز -
٢١٧ ص
(٢٦٨)
43 - ده كس از اين امت بخداى بزرگ كافر است -
٢١٧ ص
(٢٦٩)
44 - تيرهاى قمار مردمان جاهليت ده بوده است -
٢١٨ ص
(٢٧٠)
45 - آنچه بر هر مسلمان فرض است كه هر روز پيش از برآمدن آفتاب و پيش از غروب آن ده بار بگويد
٢١٩ ص
(٢٧١)
شرح -
٢١٩ ص
(٢٧٢)
46 - پسران عبد المطلب ده تن بودند و عباس
٢١٩ ص
(٢٧٣)
باب يازدهگانه
٢٢٠ ص
(٢٧٤)
1 - نام يازده ستارهاى كه يوسف آنها را در خواب ديد با آفتاب و ماه بر او سجده ميكنند -
٢٢٠ ص
(٢٧٥)
2 - چاه زمزم يازده نام دارد -
٢٢١ ص
(٢٧٦)
شرح -
٢٢١ ص
(٢٧٧)
بابهاى دوازدهگانه
٢٢٢ ص
(٢٧٨)
1 - باب يكم تا دوازدهم
٢٢٢ ص
(٢٧٩)
2 - بدترين خلق اولين و آخرين دوازده كس بودند -
٢٢٤ ص
(٢٨٠)
3 - طريقه شناختن ظهر در هر يك از ماههاى دوازدهگانه رومى با سايه انسان
٢٢٧ ص
(٢٨١)
شرح -
٢٢٨ ص
(٢٨٢)
4 - كسانى كه با حكومت ابو بكر و پيش افتادن او از على بن ابى طالب(ع) مخالفت كردند دوازده كس بودند
٢٢٨ ص
(٢٨٣)
5 - خدا از پشت اسرائيل دوازده سبط بيرون آورد و از حسن و حسين(ع) دوازده سبط بيرون آورد -
٢٣٤ ص
(٢٨٤)
6 - خلفاء و امامان پس از پيغمبر دوازده كسند
٢٣٥ ص
(٢٨٥)
6 - در مسواك كردن دوازده خصلت است -
٢٥٠ ص
(٢٨٦)
7 - حديث دوازده حجاب -
٢٥١ ص
(٢٨٧)
8 - براى اهل تقوى دوازده نشانه است -
٢٥٣ ص
(٢٨٨)
شرح -
٢٥٤ ص
(٢٨٩)
9 - بر دوازده كس سلام نكنيد -
٢٥٤ ص
(٢٩٠)
10 - پيغمبر«ص» جعفر بن ابى طالب را دوازده گام پيشواز نمود -
٢٥٤ ص
(٢٩١)
11 - در تابوت ته دوزخ دوازده كسند -
٢٥٥ ص
(٢٩٢)
12 - در سفره خوراك دوازده خصلت است -
٢٥٥ ص
(٢٩٣)
13 - ماههاى سال دوازده است -
٢٥٦ ص
(٢٩٤)
14 - شب دوازده ساعت است و روز دوازده ساعت
٢٦٠ ص
(٢٩٥)
15 - برجهاى فلك دوازده است، بيابانهاى بزرگ دوازده است؛ درياهاى بزرگ دوازده است، عالمها هم دوازده است
٢٦١ ص
(٢٩٦)
16 - سرگذشت دوازده درهمى كه براى رسول خدا هديه آوردند -
٢٦٣ ص
(٢٩٧)
17 - نقيبان رسول خدا بر اهل مدينه دوازده كس بودند
٢٦٤ ص
(٢٩٨)
باب مطالب و خصال سيزدهگانه
٢٦٦ ص
(٢٩٩)
1 - حيواناتى كه انسان بآنها مسخ شده سيزده صنفند
٢٦٦ ص
(٣٠٠)
2 - پسر بچه از سيزده تا چهارده سال بالغ مىشود
٢٦٨ ص
(٣٠١)
3 - سيزده خصلت از فضائل امير مؤمنان(ع) است
٢٦٩ ص
(٣٠٢)
ابواب خصلتهاى چهاردهگانه
٢٧٠ ص
(٣٠٣)
1 - در خضاب چهار ده خصلت است
٢٧٠ ص
(٣٠٤)
2 - غسل در چهار ده جا ثابت شده
٢٧١ ص
(٣٠٥)
3 - اصحاب عقبه كه براى كشتن پيغمبر توطئه كرده بودند چهارده كسند
٢٧٢ ص
(٣٠٦)
ابواب خصال پانزدهگانه
٢٧٣ ص
(٣٠٧)
1 - چون امت پانزده خصلت را مرتكب شوند
٢٧٣ ص
(٣٠٨)
2 - كودك در ميان پانزده و شانزده سال بروزه ادب مىشود
٢٧٤ ص
(٣٠٩)
3 - كسانى كه ايام تشريق در منى هستند پس از پانزده نماز تكبيرات بخوانند
٢٧٤ ص
(٣١٠)
شرح
٢٧٥ ص
(٣١١)
4 - ثواب كسى كه پانزده روز از ماه رجب را روزه بدارد
٢٧٥ ص
(٣١٢)
5 - دستور نوره كشيدن در هر پانزده روز است
٢٧٥ ص
(٣١٣)
باب خصلتهاى شانزدهگانه
٢٧٦ ص
(٣١٤)
1 - حق عالم شانزده خصلت است
٢٧٦ ص
(٣١٥)
2 - شانزده خصلت فقر مىآورند و هفده خصلت روزى فراوان ميكنند
٢٧٦ ص
(٣١٦)
شرح
٢٧٧ ص
(٣١٧)
3 - شانزده خصلت از حكمت و فرزانگى است
٢٧٨ ص
(٣١٨)
4 - شانزده صنف از امت محمد
٢٧٨ ص
(٣١٩)
باب خصال هفدهگانه
٢٨٤ ص
(٣٢٠)
1 - غسل در هفده جا وارد شده -
٢٨٤ ص
(٣٢١)
باب خصال هيجدهگانه
٢٨٥ ص
(٣٢٢)
1 - امير المؤمنين 18 منقبت داشت -
٢٨٥ ص
(٣٢٣)
2 - آنچه خدا بدان شخص هيجده ساله را سرزنش كرده -
٢٨٥ ص
(٣٢٤)
باب خصال نوزدهگانه
٢٨٦ ص
(٣٢٥)
1 - نوزده كلمه است كه هر گرفتارى بآنها دعا كند گرفتاريهاى او برطرف شود
٢٨٦ ص
(٣٢٦)
2 - نوزده تكليف بزنان متوجه نيست -
٢٨٧ ص
(٣٢٧)
3 - نوزده مسألهاى كه در موضوع طب امام ششم(ع) در مجلس منصور از طبيب هندى پرسيد و ندانست و خود آن حضرت پاسخ آنها را بيان فرمود -
٢٨٧ ص
(٣٢٨)
باب خصال بيستگانه و اندى
٢٩٢ ص
(٣٢٩)
1 - در محبت خاندان پيغمبر
٢٩٢ ص
(٣٣٠)
2 - مؤمن بر خدا بيست خصلت دارد -
٢٩٢ ص
(٣٣١)
3 - ثواب كسى كه بيست بار حج گذارد -
٢٩٣ ص
(٣٣٢)
4 - ذكر بيست و سه خصلت پسنديده كه امام چهارم على بن الحسين بدان ستوده ميشد -
٢٩٤ ص
(٣٣٣)
5 - آنچه در باره شب 21 و 23 ماه رمضان رسيده -
٢٩٦ ص
(٣٣٤)
6 - از بيست و چهار خصلت نهى شده است -
٢٩٧ ص
(٣٣٥)
7 - نماز جماعت بيست و پنج درجه از نماز فرادى بهتر است -
٢٩٨ ص
(٣٣٦)
8 - در نماز بيست و نه خصلت است -
٢٩٨ ص
(٣٣٧)
9 - در دانش بيست و نه خصلت است -
٢٩٩ ص
(٣٣٨)
10 - خصلتهائى كه ابو ذر از رسول خدا
٣٠٠ ص
(٣٣٩)
بابهاى خصال سىگانه
٣٠٤ ص
(٣٤٠)
1 - براى امام سى نشانه است -
٣٠٤ ص
(٣٤١)
2 - ماه رمضان سى روز است و هرگز كمتر نباشد
٣٠٦ ص
(٣٤٢)
شرح -
٣٠٨ ص
(٣٤٣)
3 - فرجهائى كه در كتاب و سنت حرام شده سى و چهار قسم است -
٣١٠ ص
(٣٤٤)
4 - خداوند تبارك و تعالى از جمعه تا جمعه ديگر سى و پنج نماز بر مردم واجب كرده -
٣١١ ص
(٣٤٥)
بابهاى خصال چهلگانه و بيشتر
٣١٢ ص
(٣٤٦)
1 - تا چهل روز نماز ميخوار قبول نشود -
٣١٢ ص
(٣٤٧)
2 - روزه بر چهل وجه باشد -
٣١٢ ص
(٣٤٨)
(ده واجب)
٣١٣ ص
(٣٤٩)
و اما روزههاى حرام
٣١٤ ص
(٣٥٠)
و اما روزههائى كه مستحب است
٣١٤ ص
(٣٥١)
اما روزه اذن
٣١٥ ص
(٣٥٢)
روزه تأديب
٣١٥ ص
(٣٥٣)
اما روزه اباحه
٣١٥ ص
(٣٥٤)
3 - در كسى كه پيش از خود در باره چهل تن از برادرانش دعا كند سپس در باره خود دعا كند -
٣١٥ ص
(٣٥٥)
4 - در كسى كه پس از مرگش چهل نفر از مؤمنان بنيكى وى گواهى دهند -
٣١٦ ص
(٣٥٦)
5 - در نهى از برطرف نكردن موى زهار بيشتر از چهل روز -
٣١٦ ص
(٣٥٧)
شرح -
٣١٦ ص
(٣٥٨)
6 - زمين تا چهل روز از شاش نبريده نجس است -
٣١٦ ص
(٣٥٩)
7 - در حكم كسى كه دخترى بگيرد و هر چهل روز يك بار بر او در نيايد و آن دختر عمل حرام كند -
٣١٦ ص
(٣٦٠)
شرح -
٣١٦ ص
(٣٦١)
8 - ديه سگ شكارى چهل درهم است -
٣١٧ ص
(٣٦٢)
شرح -
٣١٧ ص
(٣٦٣)
9 - خداوند ميان دو جمله كفر آميز بفرعون چهل سال مهلت داد -
٣١٧ ص
(٣٦٤)
10 - يك دستور استغفارى كه چهل كبيره با آن آمرزيده شود -
٣١٨ ص
(٣٦٥)
11 - رحم تا چهل پشت است -
٣١٨ ص
(٣٦٦)
12 - چون حضرت قائم عجل الله ظهوره ظهور كند خدا بهر مردى از شيعه نيروى چهل مرد بدهد -
٣١٨ ص
(٣٦٧)
13 - مقام كسى كه چهل حديث حفظ كند -
٣١٩ ص
(٣٦٨)
14 - حريم مسجد چهل ذراع است
٣٢٢ ص
(٣٦٩)
شرح -
٣٢٢ ص
(٣٧٠)
15 - در كسى كه چهل سال و بيشتر عمر كند -
٣٢٢ ص
(٣٧١)
شرح -
٣٢٣ ص
(٣٧٢)
16 - ثواب كسى كه چهل بار حج كرده -
٣٢٥ ص
(٣٧٣)
17 - امير المؤمنين(ع) در برابر ابى بكر چهل و سه دليل براى حقانيت خود ايراد كرد -
٣٢٥ ص
(٣٧٤)
18 - احتجاج امير مؤمنان باين گونه خصلتها بر مردم در روز شوراى خلافت
٣٣١ ص
(٣٧٥)
19 - پنجاه حقى كه امام چهارم(ع) بيكى از اصحاب خود نوشته
٣٤٥ ص
(٣٧٦)
20 - پنجاه خصلت از خصال مؤمنند -
٣٥٣ ص
(٣٧٧)
21 - ثواب كسى كه هفتاد حج كرده -
٣٥٤ ص
(٣٧٨)
22 - امير المؤمنين(ع) هفتاد منقبت دارد كه هيچ كدام از امت با وى در آن شريك نيستند -
٣٥٥ ص
(٣٧٩)
23 - ثواب كسى كه در قنوت نماز وتر هفتاد بار استغفار كند
٣٦٨ ص
(٣٨٠)
24 - ثواب كسى كه پس از نماز بامداد هفتاد بار استغفار كند
٣٦٩ ص
(٣٨١)
25 - ثواب كسى كه در هر روز از ماه شعبان هفتاد بار استغفار كند -
٣٦٩ ص
(٣٨٢)
26 - پرچم حمد هفتاد شقه دارد -
٣٧٠ ص
(٣٨٣)
27 - ربا هفتاد جزء است -
٣٧١ ص
(٣٨٤)
28 - حديث بندهاى كه هفتاد خريف در دوزخ بماند
٣٧١ ص
(٣٨٥)
29 - امت هفتاد و دو فرقه شوند
٣٧٢ ص
(٣٨٦)
30 - روايات كسانى كه امت را هفتاد و سه فرقه دانستهاند -
٣٧٢ ص
(٣٨٧)
31 - هفتاد و سه خصلت در آداب زنان و احكام مخصوص آنان كه در آنها از مردان ممتازند -
٣٧٣ ص
(٣٨٨)
32 - خداى عز و جل بعقل هفتاد و پنج لشكر داده و بجهل هم هفتاد و پنج لشكر داده -
٣٧٦ ص
(٣٨٩)
33 - در باره امير مؤمنان هشتاد آيه نازل شد كه هيچ كس در آنها شركت نداشت
٣٧٩ ص
(٣٩٠)
34 - پيغمبر در حد مى خوردن هشتاد تازيانه زد -
٣٧٩ ص
(٣٩١)
35 - در نمازهاى پنجگانه نود و پنج تكبير است -
٣٧٩ ص
(٣٩٢)
36 - براى خدا نود و نه نام است -
٣٧٩ ص
(٣٩٣)
37 - ثواب صد لا إله إلا الله و صد بار استغفار -
٣٨٠ ص
(٣٩٤)
باب خصال از يك تا صد
٣٨١ ص
(٣٩٥)
1 - پرسشهاى يهود -
٣٨١ ص
(٣٩٦)
يكى از آن دو يهودى آغاز سخن كرد
٣٨٣ ص
(٣٩٧)
على(ع) در حال گريه -
٣٨٦ ص
(٣٩٨)
2 - پيغمبر صد و بيست بار به معراج رفت -
٣٨٨ ص
(٣٩٩)
3 - ميوه يك صد و بيست نوع است -
٣٨٨ ص
(٤٠٠)
4 - اهل بهشت يك صد و بيست صنفند -
٣٨٩ ص
(٤٠١)
5 - هر كس تمام قرآن را حفظ ميكرد هر سال دويست اشرفى از بيت المال حقوق دريافت ميكرد
٣٨٩ ص
(٤٠٢)
6 - سال سيصد و شصت روز است
٣٨٩ ص
(٤٠٣)
شرح -
٣٩٠ ص
(٤٠٤)
7 - مستحب است كسى كه بمكه ميرود بشماره روزهاى سال سيصد و شصت بار طواف كند و اگر نتواند سيصد و شصت دور طواف كند -
٣٩٠ ص
(٤٠٥)
8 - خصالى كه آداب و شرايع دين اسلامند
٣٩٠ ص
(٤٠٦)
، گناهان كبيره اينها است
٣٩٨ ص
(٤٠٧)
9 - امير المؤمنين(ع) در يك مجلس باصحاب خود چهار صد در از دانش آموخت كه هر كدام براى دين و دنياى مسلمان صلاحيت دارند
٤٠٠ ص
(٤٠٨)
10 - آنچه دو هزار سال پيش از آفرينش آسمان و زمين نوشته شده
٤٣٤ ص
(٤٠٩)
11 - نماز چهار هزار باب دارد -
٤٣٥ ص
(٤١٠)
12 - آنچه هفت هزار سال پيش از خلق و آفرينش آدم(ع) بر ساق عرش نوشته يافت شده -
٤٣٥ ص
(٤١١)
13 - كسانى كه روايت كردهاند خداى عز و جل دوازده هزار عالم دارد
٤٣٦ ص
(٤١٢)
14 - صحابه رسول خدا
٤٣٦ ص
(٤١٣)
شرح
٤٣٦ ص
(٤١٤)
15 - ذكر نورى كه چهار هزار سال پيش از آفرينش آدم پيش خداى عز و جل بود -
٤٣٧ ص
(٤١٥)
16 - ذكر نوشتهاى كه ميان دو شانه محمود فرشته بوده بيست و دو هزار سال پيش از آفرينش حضرت آدم
٤٣٧ ص
(٤١٦)
17 - خدا يك صد و بيست و چهار هزار پيغمبر و يك صد و بيست و چهار هزار وصى آفريده است
٤٣٨ ص
(٤١٧)
18 - خدا با موسى(ع) يك صد و بيست و چهار هزار كلمه مناجات كرد -
٤٣٨ ص
(٤١٨)
19 - رسول خدا به على(ع) هزار باب علم آموخت كه از هر بابش هزار باب دريافت شد -
٤٣٩ ص
(٤١٩)
20 - خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريده -
٤٥٠ ص
 
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص

ترجمه خصال شيخ صدوق - کمره‌اي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٥٠

٢٠- خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريده-

جابر بن يزيد گويد از امام پنجم ٧ از تفسير اين آيه پرسيدم (در سوره ق آيه ١٥) آيا بآفرينش نخست ما عاجز شديم بلكه آنان در آفرينش تازه‌اى هستند، فرمود اى جابر تاويلش اينست كه چون خداوند اين خلق و اين جهان را فنا كند و اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در دوزخ جاى دهد خلق ديگر از نو بيافريند بدون نر و ماده كه او را بپرستند و يگانه دانند زمينى جز اين زمين بيافريند كه در آن جاى گيرند و آسمانى جز اين آسمان بيافريند كه بر سر آنها سايه‌اندازد شايد عقيده تو اينست كه خدا بس همين يك جهان را آفريده و جز شما بشرى نيافريده؟!! آرى بخدا هر آينه خداوند هزار هزار عالم و هزار هزار آدم آفريده است كه تو در آخر اين عوالم و آدمها هستى پايان جلد ٢ شرح و ترجمه خصال و متمم آن بعون اللَّه تعالى.