ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٨٩ - متمم فصل دوازدهم
١. مبادا بخود ببالى و به سرافرازىهاى خود اعتماد كنى.
٢. مبادا تملق و ستايش را دوست بدارى زيرا آن در نزد شيطان محكمترين فرصتى است براى پايمال كردن هر نتيجهاى از نيكى نيكوكاران ٣. مبادا باحسان خود نسبت برعايا بر سر آنها منت بگذارى يا كار خود ترا بيش از آنچه هست در حساب آنها بگذارى يا بآنها وعده بدهى و تخلف كنى زيرا منت احسان را بيهوده ميكند و بيشتر بحساب آوردن خدمتى نور حقيقت را ميبرد و خلف وعده نزد خدا و مردم دشمنى بار مىآورد خداى تعالى ميفرمايد دشمنى بزرگى است نزد خدا كه بگوئيد آنچه را نمىكنيد.
٤. مبادا در هيچ كارى پيش از وقت آن شتاب كنى يا در وقتش سستى و تنبلى كنى يا اگر بزشتى كشيد در باره آن اصرار و لجبازىورزى و در صورت روشنى و حسن آن سستى كنى هر كارى را بجاى خود بگذار ٥. مبادا در وضع زندگى عمومى مردم براى خود امتيازي قائل شوى يا از آنچه بر سر زبانها افتاده و برابر چشمها آشكار است خود را بنفهمى بزنى زيرا هر كارى در نتيجه بديگران سرايت ميكند و بزودى پرده از كارها برداشته مىشود و داد مظلومان گرفته مىشود.
٦. باد بينى و شراره تندى و ضرب دست و تيزى زبان خود را مالك باش و با جلوگيرى از زبان خود و عقب انداختن سطوت و تندى تا وقتى خشمت فرونشيند از اين صفات بد احتراز كن و زمام خود را در دست بگير، تا بسيار متوجه معاد و قيامت و پروردگار نباشى نتوانى در اين مورد بر نفس خود حكومت كنى ٧. بر تو لازم است كه روش حكومتهاى عدالت شعار پيش از خود را ياد آور شوى و روش نيك و آثار پيغمبر ٦ و سلم و مقررات قرآن مجيد را هميشه در نظر بگيرى و چنانچه بچشم خود ديدى ما در آن تعليم يافتيم از آن پيروى كنى ٨. بايد در پيش خود كوشش كنى در پيروى اين فرمانى كه من بتو دستور دادم و حجت خود را با آن بر تو استوار كردم تا در صورتى كه هواى نفس بر تو چيره شد عذرى نداشته باشى:
متمم فصل دوازدهم
من از رحمت واسعه خدا و قدرت عظيم او «كه شوق و رغبت ميبخشد» خواهم كه ترا توفيق عنايت فرمايد، براى آنچه مورد پسند او است از توجه بانجام وظائف خود توجهى