ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٩ - شرح
شرح-
سند اين حديث نظر برجال آن معتبر و قابل اعتماد است ولى متن آن مغشوش و از دو جهت بىاعتبار است.
١- در اين حديث امام حسن را در موقع سؤال مرد شامى كودك خوانده با اينكه آن حضرت در اين موقع قطعا بيش از سى سال داشته زيرا جريان واقعه در زمان خلافت حضرت و ظاهرا پس از هدنه جنگ صفين است و ولادت امام حسن در سال سوم يا چهارم از هجرت است و واقعه صفين در سال سى هفتم هجرت اتفاق افتاده است.
٢ «جواب بعضى سؤالات بسيار اقناعى و عاميانه است اگر چه بعضى از آنها داراى توجيهات دقيقى است كه در اينجا فرصت شرح آن نيست. پيغمبر اكرم فرمود خدا هيچ آفريدهاى را نيافريده جز آنكه آفريده ديگرى بر آن فرمانده و مسلط كرده براى آنكه چون خداى تبارك و تعالى درياها را آفريد بخود باليدند و جوشيدند و گفتند چيست كه بر ما مسلط باشد خدا هم چرخ را آفريد تا گرداگرد آنها را گرفت و آنها را زبون كرد سپس زمين بخود باليد و گفت چيست كه بر من چيره شود خدا كوهها را آفريد و بر پشت آن چون ميخ جاى داد و نگذاشت آنچه در پشت خود دارد بلرزاند تا زبون شد و پا برجا گرديد سپس كوهها بزمين باليدند و خود را بالا گرفتند و گردن فرازى كردند و گفتند چه چيز بر ما چيره مىشود؟ خدا آهن را آفريد و آنها را بريد و بر جاى خود آرام شدند و زبون گرديدند سپس آهن بكوهها باليد و گفت چه چيز بر من چيره مىشود خدا آتش را آفريد تا آهن را گداخت و زبونش ساخت سپس آتش زبانه كشيد و دميد بر خود باليد و گفت چه چيز بر من چيره مىشود خدا آب را آفريد تا او را خاموش كرد و زبون شد سپس آب باليد و بر خود جوشيد و گفت چه بر من چيره مىشود؟ خدا باد را آفريد تا موجهاى او را بجنبش آورد و آنچه در تك او بود پراكند و او را از روش خود باز داشت آب هم زبون شد سپس باد بر خود باليد و طوفان كرد دامنههاى خود را پراكند و گفت چه چيز بر من چيره مىشود خدا انسان را آفريد تا نيرنگ