ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٢٩ - ٩ - امير المؤمنين(ع) در يك مجلس باصحاب خود چهار صد در از دانش آموخت كه هر كدام براى دين و دنياى مسلمان صلاحيت دارند
٣٣٠- هر كس از پيشواى برحق دريافت وظيفه نكند خدا شيطانى بر او بگمارد و او همچنين با او باشد.
٣٣١- چرا مخالفين شما در گمراهى خود بصيرتر و در كينهتوزى سختتر و در صرف مال براى ترويج مرام خود بخشندهترند از شما همانا براى آنست كه شما بدنيا دل داريد و بدان تكيه كرديد و بستم كشيدن خو كرديد و به كالاى دنيا بخل ورزيديد و در آنچه وسيله عز و سعادت و نيروى شما است براى اينكه بشما ستم كنند كوتاهى كرديد نه در باره آنچه خدا بشما فرموده از او آزرم داريد و نه براى خود مصلحتانديشى ميكنيد.
٣٣٢- در هر روز ستمى تازه ميكشيد و از خواب غفلت بيدار نميشويد و سستى شما بسر نميرسد.
٣٣٣- پوسيدگى و تباهى خود را نمىبينيد هر روز دين شما كهنهتر و بىرونق بىرونقتر مىشود و شما سرگرم دنياى خود هستيد خداى عز و جل ميفرمايد ستمكاران را پشتيبان خود نكنيد تا در آتش افتيد و جز خدا دستگيرى نداشته باشيد و يارى نشويد.
٣٣٤- فرزندان خود را نامگذارى كنيد اگر ندانيد پسرند يا دختر نامى بر آنها بگذاريد كه بمرد و زن هر دو اطلاق شود (چون حشمت و نصرت و عزت) زيرا همان فرزندى كه سقط هم شده در قيامت با شما برخورد كند و اگر نام آن را نگذاشته از پدر مؤاخذه كند، رسول خدا ٦ بفرزند فاطمه زهرا ٧ پيش از آنكه زائيده شود محسن نام گذاشت.
٣٣٥- مبادا ايستاده آب نوشيد كه باعث درد بيدرمان است يا خداوند عافيت بدهد.
٣٣٦- چون بچهار پا سوار شويد نام خدا را ببريد و بگوئيد «سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ» (آيه ١٤ سوره زخرف)