ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٨ - بهترين فرزند در دامن پاك ترين مادر
برده است ديدهام و دانستهام.
٤- كه از همه اينها بالاتر است كه چون على ٧ خبر مرگ فاطمه ٧ را بپيغمبر داد و عرض كرد:
مادرم مرده پيغمبر ٦ و سلم با گريه فرمود مادر من بوده كه مرده. در اين موقع كه پيغمبر ٦ و سلم در مدينه ببلندترين مقام معنوى و مادى خود رسيده بود فاطمه را مادر خود ميدانست بايد از اينجا فهميد كه فاطمه «ع» مقام خاتميت داشته در سير ارتقائى مادرى چنانچه پيغمبر ٦ و سلم مقام خاتميت داشته در سير درجات نبوت البته مقام مادرى در جامعه بشرى مقام بزرگى است، تأثير آن در اصلاح و سعادت نسل آينده از پدر هم بيشتر است زيرا فرزند از پدر جز يك جزء ذره بينى ندارد ولى از مادر همه چيز دارد. فرزند چون از مادر جدا شود انسان تمام عيارى است گو اينكه كوچك و نرسيده است و چون صدى نود كودكان از شير مادر ميخورند و از آن نشو و نما ميكنند تا دو سال از زندگانى خود هم كه احساسات و مشاعر آنها تكميل مىشود و جنين عقل آنها در جنبش مىآيد باز از مادر واگرفته ميشوند و چون پس از دوره شير خوردن هم تا ساليان دراز در دامن مادر وزير سرپرستى او هستند همه هستى آنها از تربيت مادر رنگ ميپذيرد، مادر بزرگ ترين عنصر تكوين جامعه بشريت است و صلاح و فساد اجتماعى بشر بجهان مادر و بوضعيت مادران جهان وابسته است، مقام نبوت مقام قانونگذارى و دستور دادن است پيغمبر ٦ و سلم از نظر تشريع دستورات مفيد و درست و حفظ نظام عمومى، جامعه را اصلاح ميكند ولى اين دستورات و قوانين بايد زير نظر و در ديك فكر و احسان مادر پخته شود و بدست او بصورت لقمه گوارائى در آيد و بدهان فرزندان گذارده شود تا فرزندانى كه جامعه آيندهاند داراى پرورش نبوت گردند و عالم انسانيت را بوجود خود معمور نمايند.
مادر نيروى اجراى دولت نبوت است باين ملاحظه پيغمبر ٦ و سلم فاطمه بنت اسد را مادر خود ناميد و از مرگ او ناليد و بهمدردى با على ٧ گريه سرداد اين نيروى بزرگ مادرى و مباشرت در تربيت عمومى كه از وجود فاطمه بنت اسد در كالبد على ٧ ريخت با مقام وصايت و جانشينى على ٧ از پيغمبر اسلام ٦ و سلم سر و كار داشت و دامن فاطمه نوزادى را پروريد كه در آينده بايد پرچم خلافت خاتم پيغمبران را بدوش كشد و بار نبوت را كه از آن بپرچم حمد تعبير شده تا موقف قيامت كه محضر عام خلائق و نسخه تام خلقت است برساند.