ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٨ - فصل سوم
خود براى خود خواستهاند برسان.
١٩- بايد رعيت را بخود خوشبين و اميدوار كنى و بهترين راهش اينست كه بآنها احسان كنى و بار هزينه و مخارج آنها را تا ميتوانى سبك كنى و آنها را بچيزى كه در عهده آنها نيست بزور وادار نكنى، در اين زمينه طبعا تو هم برعيت خوشبين خواهى شد و خوشبينى تو بآنها رنج و اندوه فراوان و دنباله دارى را از دوشت بر ميدارد.
٢٠- نسبت بهر كس پيش تو آزمايش خوب داده بايد خوشبين باشى و هر كس آزمايش بد داده باو بدبين باش.
٢١- روش نيكى كه پيشروان نخست اين امت بكار زده و با آن توده را بهم پيوسته و كار رعيت را اصلاح كردهاند نقض مكن و روش بدى كه باين دستورات نيك گذشته لطمه ميزند پديد مياور تا آنان كه روشهاى نيك را گذاشتند اجر برند و تو وبال آن را بگردن بگيرى.
٢٢- در باره دستورات اصلاحى كشور و اداره كارهاى مردم كه پيش از تو بوده است با دانشمندان مطلع بسيار گفتگو كن و با فرزانگان خيرخواه بسيار انجمن نما.
فصل سوم
بدان كه ملت از دستجات و واحدهاى چندى تشكيل مىشود كه بايد هر كدام را با ديگرى اصلاح كرد و همه با هم پيوسته و مربوط و بهم نيازمندند.
الف- جنود اللَّه: آرتشى كه در راه خدا و براى خدا ميجنگد.
ب- نويسندگان عامه و خاصه: دفتر داران عمومى و منشيان خصوصى كه براى رجال و بزرگان نامههاى خصوصى والى و كارگذاران عاليرتبه او را تنظيم ميكنند.
ج- قاضيان عادل. دادستانها- قاضيان محاكم د- كارمندان انصاف و رفق: تشكيلات كل شهربانى و شهردارى، اداره امر بمعروف و نهى از منكر.
ه- اهل جزيه و خراج از كفار ذمى و- مسلمانان: بدهكاران ماليات سرى و ماليات زمينهائى كه خالصه دولت اسلامى است و متصرفين آن بايد سهم زمين را بدولت بپردازند.
ز- بازرگانان و پيشهوران و صنعتگران.