ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٦٤ - ٢٢ - امير المؤمنين(ع) هفتاد منقبت دارد كه هيچ كدام از امت با وى در آن شريك نيستند
٤٠- براستى رسول خدا ٦ مرا در يكى از جنگها بسر چاهى فرستاد آن چاه آب نداشت برگشتم و بآن حضرت گزارش دادم، فرمود گل دارد؟ عرض كردم آرى فرمود از گل آن بياور مقدارى گل از آن آوردم در آن كلامى فرمود و فرمود آن را در ميان چاه انداز من آن را در چاه انداختم ناگاه آب آن جوشيد تا اطراف چاه پر شد، خدمت آن حضرت آمدم و او را آگاه كردم بمن فرمود اى على موفق شدى ببركت تو اين آب جوشيد، اين منقبت در ميان اصحاب پيغمبر ٦ مخصوص منست.
٤١- براستى من از رسول خدا شنيدم ميفرمود مژدهات باد اى على بدرستى كه جبرئيل ٧ نزد من آمد و اظهار كرد اى محمد ٦ بدرستى كه خداى تبارك و تعالى باصحاب تو نظر كرد و پسر عمت؛ شوهر دخترت فاطمه را بهترين اصحاب تو ديد و او را جانشين تو و رساننده از جانب تو گردانيد.
٤٢- براستى از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود مژده بادت اى على بدرستى كه منزل تو در بهشت برابر منزل منست و تو در آسايشگاه بلند در اعلا عليين با منى عرض كردم يا رسول اللَّه، اعلا عليين كدام است؟ فرمود گنبدى است از در سفيد كه هفتاد هزار در دارد نشيمن من و تو است اى على.
٤٣- بدرستى كه رسول خدا ٦ فرمود خداوند عز و جل دوستى مرا در دل مؤمنان پا برجا كرد و همچنان دوستى تو را اى على در دل مؤمنان و دشمنى من و تو را در دل منافقان پا برجا كرد دوست ندارد تو را جز مؤمن پرهيزكار و دشمن ندارد تو را جز منافق كافر.
٤٤- براستى من از رسول خدا ٦ شنيدم ميفرمود هرگز دشمن ندارد تو را كسى از عرب جز زنا زاده و از عجم جز بدبخت و از زنان جز زيرش خرابست.
٤٥- براستى رسول خدا ٦ مرا با چشم دردى كه داشتم پيش خود خواند و آب دهن مباركش را در چشم من انداخت و فرمود بار خدايا گرميش را سرد كن و سرديش را گرم فرما بخدا تاكنون ديگر چشمم درد نيامده.
٤٦- رسول خدا ٦ باصحاب و عموهاى خود دستور داد در خانههاى خود را از طرف مسجد ببندند ولى در خانه مرا باز گذارد بدستور خداى عز و جل براى هيچ كس چنين منقبتى نيست.
٤٧- رسول خدا ٦ در وصيت خود بمن دستور دارد كه قروضش را ادا كنم و وعدههائى كه