ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٢ - نمونه كامل پرورش، پرورشگاهى بىمانند
بر تو خيرهكننده آفتاب نبوت بر سراپاى او تابيد آن آفتابى كه هنوز در مركز خود جاى داشت و امواج نورش بىپايان بدور هم مىپيچيد و روزنه تابش بر او مسدود بود، هنوز از دريچه نبوت رخنهاى بفضاى آزاد باز نكرده بود و با پردههاى ظلمت و نادانى مردم جاهليت نياميخته و فرصت داشت كه با همه نيروى مركزى خود بگوهر پاك على ٧ بتابد همى آفتاب نبوت امواج نور خود را بر پيكر كوچك على ٧ فرو ريخت و او با همه استعداد خود اين امواج نور شگرف را بلعيد و در باطن هستى خود انباشت تا ديرى نگذشت كه خود آفتابى درخشنده گرديد و نفس پيغمبر ٦ و سلم ناميده شد على ٧ هسته مركزى انسانيت پاك بود همان انسانيتى كه گلش با دست نيرومند خدا سرشته شد تا از هر آلودگى و تيرگى شسته گرديد ماده تاريكى نبود ولى در دست صنعت خداوند پاك و زلال شد تا بجائى كه نمايش نور مجرد داد و در صف فرشتگان جاى گرفت وظيفه تاريخ بشرى در گردش طولانى خود اين بود كه اين هسته مركزى را با همان سرشت پاك الهى بچرخاند تا بنام على در دوران نبوت خاتمى محمد ٦ و سلم اسرار بشريت را نمايش دهد اين هسته پاك در كنار جويبار وجود پيغمبر ٦ و سلم كه مهبط فيض سرشار حق بود جاى گرفت و چون جنينى كه با عصب وسيط خود را بجسم نيرومندى پيوسته ميكند و در روزگار كمى باندازه مليونها سال سير طبيعت پيش ميرود فيض سرشار نبوت را با جامهاى مالا مال پى در پى نوش كرد تا در مدت چند سال سفر چند هزار ساله بشريت را پيمود و خود را بكنگره جهان بشريت رسانيد تا در آنجا كه عقاب طبيعت پر بريزد و هيولاى جهان ماده محو مىشود قرار گرفت.
ابو طالب بن درخت نيرومند قريش بود، درختى كهن كه بر روى تنه چند هزار ساله خود تنه بزرگ و فرسوده فراهم ساخته و خروارها شاخه خشك و پرخار و پوش و برگ پوسيده در آن انبار شده نيروى هستى و فعال خود را در نهالى سبز و خرم بيرون داد عرصه وسيع خانه او بزودى از پرورش اين نهال برومند تنگ شد اين نهال را بباغستان پهناور و بىپايان وجود محمدى منتقل كرد و در اين محيط مناسب بزودى ترقى شايانى نمود تا درختى بزرگ شد و خود را بسدرة المنتهى پيوست و سر آيه شجره طيبهاى كه بنش پايدار و شاخهاش در فراز آسمانها نمودار است آشكار ساخت اينجاست كه همه مردان اسلام و تاريخ نگاران و حديث گويان از هر فرقه در برابر على ٧ زانو زده و بفضل او اعتراف كردهاند. در سيره ابن هشام ميگويد از نعمتهاى خدا نسبت بعلى بن ابى طالب ٧ اينست كه پيش از اسلام در دامن رسول خدا ٦ و سلم پرورش يافت، سپس از مجاهدين جبر بن ابى الحجاج بازگو كرده است كه يكى از نعمتها و صنعتها و