ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧١ - محافظهكارى و پيش داشتن مصلحت عموم بر سود
اصحاب عاليرتبه پيغمبر ٦ و سلم كه سلمان فارسى پيشرو آنان بود در جريان انداخت اسرار حكمت و فلسفه الهى را در ضمن خطبهها و نطقهاى خود بيان كرد شبهات دينى را در ضمن پاسخ مراجعات دانشمندان يهودى و نصرانى كه در شام و عراق و كشورهاى ديگر بودند برطرف كرد اخلاق عاليه انسانى را در كلمات قصار و شيواى خود تقرير فرمود رموز قرآن را براى شاگردان نزديك خود حل كرد علوم ادبيه را پى ريزى نمود اساس اقتصاد جهانى را كه كشت و كار و كشاورزى است با دست مبارك خويش بنياد كرد و سازمان علوم طبيعى را بنام كيميا بمردم آموخت.
و هر كس بتاريخ زندگانى و بيانات مختلفه و شاگردان مكتب على مراجعه كند و درست تدبر نمايد ميفهمد كه آن حضرت با تنهائى و نبودن وسائل و ياران كافى و كمى شاگردان مستعد انواع علوم و دانش را نشر داد و مدرسههاى بسيارى را پى ريزى كرد كه در آينده نزديكى در دنيا معروف و مشغول فعاليت گرديدند و هر كدام افتخار داشتند كه از دانشگاه بزرگ على ٧ منشعب شده و از سرچشمه وجود او بوجود آمدهاند، ولى باز هم ناله داشت كه در سينه من گنجينههاى دانش نهفته است كاش شاگردانى داشتم كه بآنها مىآموختم.
محافظهكارى و پيش داشتن مصلحت عموم بر سود
على ٧ چون از مبارزات سلمى خود بنتيجه فعلى و مثبتى نرسيد با اكثريت مسلمانان در حفظ مصالح عمومى اسلام هم آهنگ و همكار شد، در جمعه و جماعت آنان شركت مىكرد و در شور صبحانه و زمامداران هر وقت نظرهاى خيرخواهانه خود را بسود اسلام و مسلمانان بيدريغ اظهار ميداشت و موارد بسيارى از خيرخواهيهاى مؤثر على ٧ در باره اسلام و مسلمين در كتب تاريخ ثبت است و در تاريخ عمومى اسلام آن حضرت را وزير خلفاء وقت نامبردهاند و در خصال جلد ٢ آمده است كه خود آن حضرت فرموده عمر در بيشتر كارهاى عمومى خود بمن مراجعه مىكرد و نظر مرا دريافت مينمود و بمورد اجراء ميگذاشت و توجه بكليه اين امور شخصيت بىمانند او را چون فرشتهاى پاك كه در مصالح عمومى مسلمانان فداكار و از خود گذشته بوده است نمايش ميدهند و چون اختلاف مسلمانان با عثمان آشكار شد و پى در پى شكايات از آنها ميرسيد و نمايندههاى آنها بمدينه مراجعه مىكردند يگانه شخصى كه براى خيرخواهى مسلمانان و جلوگيرى از فتنه و فساد كوشش مىكرد على ٧ بود و با ميانجيگرى خود چند سال انقلاب ضد حكومت وقت را عقب انداخت و در آن موقع كه دامنه آتشين شورش مدينه را فرا گرفت و كوششهاى او در اصلاح بجائى نرسيد با دلى دردناك از مدينه بيرون رفت و بر مفاسد اجتماعى