ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦ - دفاع مردانه ابو طالب از پيغمبر«ص» و جهاد ادبى او
زندگانى او فاسد نيست ٣٧- درخشاني كه ابر بارنده از رويش آب ميطلبد، پناه يتيمان و نگهدار بيوه زنان است ٣٨- درماندگان بنى هاشم باو پناهنده شوند و نزد او در رحمت و بخشايش فراوان بسر برند ٣٩ بجان خودت اسيد و نخست زادهاش براه دشمنى ما رفتند و ما را براى خورندگان پاره كردند ٤٠- عثمان و قنفذ گرد ما نگرديدند ولى دستور آن قبائل را بر ضد ما پذيرفتند ٤١- از ابى عبد يغوث خود اطاعت كردند و گفتار هيچ گوينده را در باره ما مراقبت نكردند ٤٢- ما از سبيع و نوفل چه كشيديم هر كدام از ما رو گردانيدند و خوشرفتارى نكردند ٤١- اگر بدست آمدند يا خدا بر آنها مسلطم كرد جزاى آنها را بكفشان ميگذارم ٤٤- اين ابو عمرو هم غير از كينه ما را نخواست تا ما را نزد گوسفند داران و شترداران انتقاد كند ٤٥- در هر صبح و پسين بر ضد ما راز ميگويد اى ابو عمرو هر چه خواهى در باره ما راز بگو و فكر كن.
٤٦- براى ما بخدا سوگند ميخورد كه فريب كارى نكند ولى آشكارا و بىپروا ميبينى كه دشمنى ميكند ٤٧- بغض و كينه ما هر تپهاى از زمين كه ميان اخشب و مجادل است بر او تنگ كرده است.
٤٨- از ابو وليد بپرس چه بخششى بما كردهاى جز اينكه چون نيرنگ باز از ما روگردانى و بر ضد ما كار ميكنى ٤٩- با اينكه تو مردى بودى كه در سايه رأى و مهربانيت ميان ما زندگى اداره ميشد و نادان نبودى ٥٠- اى عتبه در باره ما گوش بگفتار سخن چينان مده كه حسود و دروغگو و كينهتوز و دغلبازند.
*** ٥١- ابو سفيان هم كه روگردان از بر من گذشت چون گذشتن پادشاهى بزرگ از بر درويشان. ٥٢- بهواى نجد و آبهاى سرد آن ميگريزد و وانمود ميكند كه من از حال شما غافل نيستم. ٥٣- نصيحت مآبانه بما خبر ميدهد كه با ما مهربان و خيرخواه است و كينههاى درون را نهان ميدارد.
٥٤- اى مطعم من در روز فريادرسى تو را وانگذاردم و نه در هيچ موقف عظيمى در پيش آمدهاى بزرگ. ٥٥- و نه در حادثه خسم كه دشمنان سختى بر سرت ريختند جنگجويانى از صنف مبارزان كشمكش كن. ٥٦- اى مطعم مردم قريش تو را بروش بدى كشانيدند من هم چون بخود واگذار شوم اى واى نمىگويم.