ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٢٢ - ٩ - امير المؤمنين(ع) در يك مجلس باصحاب خود چهار صد در از دانش آموخت كه هر كدام براى دين و دنياى مسلمان صلاحيت دارند
چرا بنده دستش بسوى را آسمان بلند كند؟ فرمود مگر اين آيه را نخواندى كه مىفرمايد روزى شما و آنچه بدان نويد داده شديد در آسمان است، خدا دستور داده كه روزى را از جان آن بخواهيد و جاى روزى و آنچه خدا وعده داده است آسمان است.
٢٥٧- بنده از نماز خود منصرف نشود تا از خدا بهشت را بخواهد و از دوزخ باو پناه برد و از او بخواهد كه حور العين باو روزى كند.
٢٥٨- چون بنماز بايستيد نماز كسى را بخوانيد كه با نماز وداع ميكند.
٢٥٩- تبسم نماز را نميبرد ولى خنده قاهقاه نماز را ميبرد.
٢٦٠- چون خواب بر دل مستولى شد وضوء لازم است.
٢٦١- چون در ميان نماز چرتت گرفت و خواب بر تو مسلط شد نماز را ببر كه مبادا بر خود بجاى دعا نفرين كنى.
٢٦٢- هر كه بدلش ما را دوست دارد و با زبانش ما را كمك كند و بدستش با ما در نبرد دشمنان همكارى كند او در بهشت با ما همدرجه است.
٢٦٣- هر كه از دل دوست دارد و با زبان ما را يارى كند ولى در حال هدنه بسر برد و فيض جهاد با ما را درك نكند يك درجه پائينتر است. ٢٦٤- هر كس كه از دل ما را دوست دارد ولى با زبان و دست ما را يارى نكند دو درجه فرودتر است.
٢٦٥- هر كس ما را از دل دشمن دارد و با زبان و دست زيانى بما نرساند در دوزخ است.
٢٦٦- هر كس از دل ما را دشمن دارد و با زبان بما زيان رساند در دوزخ است.
٢٦٧- هر كس از دل ما را دشمن دارد و با دست و زبان خود بما زيان رساند در دوزخ است و همنشين دشمن ما است.
٢٦٨- اهل بهشت بمنزل ما و منزل شيعيان ما نگرانند چنانچه مردم كنون بستارهها مينگرند.
٢٦٩- و چون از سورههائى كه آغاز آنها سبح يا يسبح است فارغ شديد بگوئيد سبحان اللَّه الاعلى