ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٩ - فصل چهارم
ح- بيچارگان و زبونان كه نيازمند و دست طلب دراز دارند: مردمان بيچاره كه سرمايه كار و شغلى ندارند و يا نمىتوانند كار كنند و براى قوت خود محتاجند.
خداوند در كتاب خود قرآن مجيد و سنت پيغمبرش براى هر كدام از اين دستجات بخشى از ثروت كه در كشور است نام برده و در خور استحقاقش قرار معينى نهاده، اين دستور بودجه و پخش آن سپردهايست نزد ما كه محفوظ و مصون است. لشكريان باذن خدا پناه رعيت و زينت فرمان- دهان و عزت دين و راه امنيت ميباشند، رعيت بىآنها بر سر پا نميماند و آنها هم بر سر پا نمانند مگر بوسيله دريافت حقوق خود كه خدا از خراج و ماليات بر آنها معين كرده است و به پشت گرمى آن در جنگ با دشمنان نيرومند ميشوند، و زندگى خود را اصلاح مينمايند و رفع نياز ميكنند.
اين دو دسته لشكريان و خراجگذاران را دسته سومى بايد اداره كند كه عبارتند از قاضيان (دستگاه دادگسترى) و عمال (استانداران و فرمانداران و بخشداران ..) و نويسندگان (متصديان امور دفترى) براى آنكه معاملات و پيوندها را ميبندند و عوائد را جمع آورى مى- كنند و كارهاى كلى و جزئى بآنها سپرده است، زندگانى همه اينها اداره نميشود مگر بوسيله بازرگانان و صنعتگران كه وسائل زندگانى را جمع آورى ميكنند و بازار داد و ستد بوجود مىآورند و با دست خود ابزارهاى زندگانى ميسازند كه ديگران نميتوانند بسازند.
سپس آن دسته پائين و بيچارهاند كه نيازمند و مسكينند، كسانى كه بايد بآنها بخشش كرد و براى خدا كمك نمود هر كدام آنها را نزد والى جايى است و بر او لازم است كه باندازهاى كه زندگانى آنها اصلاح شود بآنها بدهد والى از عهده اين خدمتى كه خدا بر او لازم كرده است بيرون نيايد مگر بكوشش و استعانت از خداوند و وادار كردن خود بر درستكارى و صبر بر آن سبك باشد بر او يا سنگين.
فصل چهارم
فرماندهان ارتش خود را از كسانى انتخاب كن كه:
١- نسبت بخدا و رسولش و امام تو بعقيده خودش از همه كس خيرخواهتر بااخلاصتر باشد.
٢- پاكدامنتر و حليمتر باشد، عصبانى نباشد، زود خشم نكند، عذر پذير باشد. نسبت بزير دستان مهربان باشد و بر نيرومندان سخت گيرد، تندى او را از جا نكند و سستى او را ناتوان