ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦١ - على در فرماندهى قشون اسلام
بود، اشتراك على ٧ در اين مركز و اخراج ديگران خود رمزى بود براى اختصاص حكمرانى اسلام در غياب پيغمبر ٦ و سلم بعلى ٧ بلكه دليلى بود روشن، همه مردمان مسلمان به مدينه مىآمدند تا پيروى از فرمودههاى پيغمبر كنند و بدستورات او خدا را بنده باشند و فرمان بردار، مركز دريافت فرمانهاى حق و دستورات خداوند خانه پيغمبر بود كه مسجد عرصه آن محسوب ميشد قسمت شرقى آن مهبط وحى و زاويه اشراق نور نبوت و مركز فرماندهى اسلام بود و در همين محيط على ٧ در كنار پيغمبر وجود داشت و در غالب اوقات دستورات او را بمردم ابلاغ مىكرد تا آنكه مردم بدانند اگر روزى آمدند و پيغمبر را نديدند بايد دستورات اسلامى خود را از على ٧ دريافت دارند زيرا چنانچه محمد ٦ و سلم بنده و فرستاده حق است على ٧ بنده و پرورش يافته كامل و نماينده همان پيغمبر است، شايد برخى كوتهنظران گمان برند كه پيغمبر به منظور خويشى على ٧ را در بارگاه نبوت و مركز حكومت خود شركت داد، على ٧ از نظر خويشاوندى پسر عموى پيغمبر ٦ و سلم بود پيغمبر ٦ و سلم پسر عموهاى ديگر چون عقيل و جعفر داشت خويشان نزديكتر و محترمتر چون دو عموى خود حمزه و عباس داشت اگر منظور رعايت خويشى بود بايد در باره آنها هم اين موضوع منظور شود با آنكه در باره آنها اين مطلب رعايت نشد فقط عباس كه عم بزرگوار و با اعتبار او بود با درخواست اكيد ميزابى بمسجد داشت كه مايه سرافرازى او بود و ممكن است برخى گمان برند كه چون على ٧ داماد پيغمبر ٦ و سلم بود و با خاندان آن حضرت محرم بود اين موهبت را دريافت با اينكه على ٧ فاطمه زهرا خديجه كبرى هم در حرم پيغمبر ٦ و سلم نبود بعلاوه پيغمبر ٦ و سلم داماد ديگرى هم داشت و پدر زنان مهاجر هم چندان در ميان اصحاب سابقه دار و نزديك آن حضرت بودند كه در ميان آنها عمر و ابو بكر از همه خود را پيشتر ميانداختند و دختران آنها در حرمسراى پيغمبر ٦ و سلم موجود بودند بنا بر اين شركت على ٧ از ميان همه اصحاب و خويشان در بارگاه نبوت رمز خلافت و پيشوائى آن حضرت است چون قدرى از روى انصاف تأمل شود دليل آشكار و روشنى است كه بايد پس از پيغمبر ٦ و سلم مردم على ٧ را در مسند او و به جاى او بشناسند و از او اطاعت و فرمانبردارى كنند:
على در فرماندهى قشون اسلام
على ٧ از نخستين روز نهضت اسلام با پيغمبر بود و هميشه بزرگترين مشكلات اسلامى