ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٢ - على در فرماندهى قشون اسلام
بواسطه او حل و فصل ميگرديد پس از اينكه پيغمبر ٦ و سلم بمدينه هجرت كرد و با دشمنان خود جنگيد على ٧ فرماندهى عالى مقام بود در بيشتر جنگهائى كه خود پيغمبر ٦ و سلم حضور داشت، پرچم اسلام بدست او بود و هر گاه سخت ترين دشمنان دين بمسلمانان هجوم مىكردند على ٧ تنها كسى بود كه بدفع آنها مأمور ميشد، ١- در جنگ بدر كه بزرگترين جنگهاى نخست اسلام بود پرچم پيغمبر ٦ و سلم بدست على ٧ بود و در روز جنگ على ٧ با حمزه و عبيده پيش از همه مسلمانان بمبارزه تن بتن مأمور شدند و با پيروزى هم نبردان خود را كه بزرگترين پهلوانان بودند از ميان برداشتند و در هنگام يورش همگانى على ٧ بيشتر از همه ناموران قريش را كشت و شيرازه آن لشكر را از هم پاشيد، بهيچ وجه پيرامون گرد آوردن غنيمت و يا گرفتار كردن اسير نرفت بلكه لشكر نيرومند قريش را دنبال كرد تا همه گريخته و جنگ را بپيروزى مسلمانان پايان داد.
٢- در جنگ احزاب پس از آنكه نيروى اسلام از محاصره ده هزار تن نيروى متحده قريش و يهود و سائر قبائل وابسته آنها بلرزه افتاد و چنانچه قرآن مجيد ميفرمايد همه ديدهها بىنور و همه دلها در سينه طپيدن گرفت بويژه هنگامى كه عمرو بن عبد ودّ پهلوان نامى قريش اسب در خندق جهانيد و هم نبرد ميخواست كسى كه در برابر او برخاست و او را كشت و نيروى شگرف عربستان را مرعوب و مغلوب نمود همانا على ٧ بود.
٣- در جنگ خيبر چون گشودن دژ آهنين يهود بر مسلمانان سخت آمد و چند دسته كه براى گشودن آن اعزام شدند شكست يافتند پيغمبر ٦ و سلم اعلام فرمود كه فردا پرچم را بدست مردى دهد كه خدا و رسولش را تا حد جان دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست دارند و اين دژ آهنين بدست او گشوده شود با اينكه على ٧ بچشم درد سختى گرفتار بود و كسى گمان نميبرد كه اين سرافرازى نصيب او شود چون بامداد شد پيغمبر ٦ و سلم على ٧ را خواست و ديده او را با آب دهان مبارك درمان كرد و پرچم را بدست او داد و با طرز كرامت آميزى دژ محكم يهود را گشود و اين سرافرازى را دريافت.
٤- در فتح مكه پرچم انصار بدست او داده شد و هم بدست او بتها از خانه كعبه بزير انداخته و خرد شد و منظور اسلام كه پاك كردن خانه از بتهاى پليد بود بدست على ٧ انجام شد.
٥- در دنبال فتح مكه چون خالد بن وليد براى تبليغ اسلام مأمور قبيله بنى جذيمه شد