ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢٤ - ٢ - بدترين خلق اولين و آخرين دوازده كس بودند
ميدهيم كه اين على برادر رسول خداست و بمقام خلافت از تو سزاوارتر است و همه كسانى كه با آنها بودند مسلمان شدند از روى اخلاص و سرانجام نيكو.
٢- بدترين خلق اولين و آخرين دوازده كس بودند-
يحيى بن حسن و عباد بن يعقوب و محمد بن جنيد گويند حديث كرد براى ما ابو عبد الرحمن مسعودى گفت حديث كرد مرا حارث بن حصيره از صخر بن حكم فزازى از حيان بن حارث از ربيع بن جميل ضبى از مالك بن ضمرة رواسى كه گفت چون ابو ذر رحمه اللَّه از جور عثمان تبعيد شد با على بن ابى طالب ٧ و مقداد بن اسود و عمار ياسر و حذيفة بن يمان و عبد اللَّه بن مسعود انجمنى كردند ابو ذر گفت بياد رسول خدا حديثى بگوئيد تا بر آن گواه شويم و دعا كنيم و به يگانگى خدا او را تصديق نمائيم. على ٧ فرمود ميدانيد كه اكنون هنگام حديث گفتن من نيست گفتند راست ميفرمائى رو بحذيفه كردند كه حديثى براى ما بازگو گفت شما ميدانيد كه من هميشه از مشكلات امور پرسش ميكردم و آنها را مىآزمودم و از آنها نميپرسيدم گفتند راست ميگوئى رو بابن مسعود كردند كه تو براى ما حديثى بگو گفت شما ميدانيد كه من متخصص در قرآنم و از غير آن پرسش نشوم شما اصحاب حديث هستيد گفتند راست گفتى بمقداد گفتند تو حديثى بگو گفت شما ميدانيد كه من همانا مرد جنگم و از غير آن پرسش نشوم شما مردان حديث هستيد گفتند