ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٩ - شرح
بنى اميه ورود ميكنند اين در مخصوص آنها است كسى در آن مزاحمت ندارد آن در شعله و در افروخته و در فرو برنده؛ است هفتاد خريف (خريف هشتاد سال است) آنها را بعمق دوزخ فرو ميكشاند و هر بار كه در اين عمق فرو ميروند دوزخ جوشى ميزند كه هفتاد خريف آنها را ببالا پرتاب ميكند و دوباره هفتاد خريف فرو ميروند و هميشه بهمين حال در دوزخ بسر ميبرند و از يكدر دشمنان ما و رزمجويان با ما و كناره گيران از يارى ما وارد ميشوند اين در از همه درها بزرگتر و سوزندهتر و پرجنجالتر است.
محمد بن فضيل رزقى گويد بامام ششم عرض كردم آن درى كه از گفته پدر و جدت فرمودى بنى اميه از آن ورود ميكنند منظور آن افرادى از بنى اميهاند كه مشرك مردند با شامل آنها هم كه اسلام را پذيرفتند مىشود؟ فرمود مادرت مباد، نشنيدى ميفرمايد مشركين و كفار از در مخصوصى وارد ميشوند، اين در از هر مشرك و كافريست كه ايمان بقيامت و حساب ندارد ولى از اين در ديگر همه بنى اميه وارد ميشوند چون اين در از آن ابو سفيان و معاويه و آل مروان است، مخصوص آنها است از آن وارد ميشوند و آتش از آنها پذيرائى كند و چنان آنها را درهم ميشكند و خرد ميكند كه نفسشان بند مىآيد در آنجا نه زندهاند نه مرده.
شرح-
آغاز حديث هفت در است ولى چهار در بيشتر تفصيل ندارد با آنكه بحسب ظاهر همه دوزخيان در اين چهار عنوانى كه بيان كرده داخلند.
١- مدعيان خدائى و پول پرستان و معاونهاى آنها كه فرعون و هامان و قارون كه نماينده آنهايند، ياد آور شده.
٢- مشركين و كفار.
٣- حكومتهاى ستمكار مخالفين حكومت عادله الهى و اعوان و انصارشان كه بنى اميه نمونه كامل آنها است.
٤- دشمنان ائمه حق ٧ كه رهبران الهى و پيشوايان شايسته و عادل و مصلحين خيرخواه جهان بودند.
٥- كسانى كه با پيشوايان درست و رهبران عادل رزم ميكنند و از پيشرفت مقاصد آنها مانعند ٦- اشخاصى كه براى استفاده دنيوى نام مسلمان يا شيعه بخود ميگيرند ولى در اثر سستى عقيده و حب زندگانى دنيا در راه حق مجاهده نميكنند و به امامان بر حق براى پيشرفت مقاصد دينيه آنها و تشكيل حكومت عادله الهى كمك نميكنند چون مردم مدينه نسبت بامام يكم و مردم كوفه نسبت بامام دوم و سوم و بيشتر مسلمانان اسمى و شيعيان عنوانى نسبت بامامان ديگر بنا بر اين چطور سه باب ديگر از هفت باب مورد تفصيل نشده و شايد مقصود اين باشد كه باب بنى اميه سه است كه بنام لظى و سقر و هاويه يادآور شده و باب هفتم در ضمن باب چهارم است كه اختصاص بخاذلان دارد يعنى دوستان سر سفره و كناره گيران از جبهه مبارزه.