ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٧٢ - ٤ - بهشت هشت در دارد
انسان بالدار و گاو و اسب و شير و اشكال ديگر از خرابههاى بابل و از حفريات قسمتهاى چند ايران و عراق و نقاشيهاى اين سرزمين كه محل علم و تمدن باستانى بشر است مجسمهها و اشكال متعددى كه صورت انواع ارباب و خدايان آنان بوده بدست آمده شاهد مدعا است.
ما بعد از اينكه آيه گذشته را با ذوق توحيدى و ادبى يك كنايه بليغ و معجز آسا از نمايش عظمت حق گرفتيم و خود را از انديشه در تصوير عرش و حمله آن فارغ نموديم راه مناقشه در باره اين گونه اخبار بار مىشود و مخصوصا اين خبر كه ارسال آن ما را بترديد مياندازد و احتمال ميرود از تراوش افكار تازه مسلمانانى باشد كه مغز آنها از فلسفه و مبادى علوم باستانى ايران و عراق پر بوده و عقيده خود را باين صورت جزء تعليمات مذهبى شيعه درآورده باشند.
٢- حكماء و عرفاى اسلامى كه در تعبيرات كتاب و سنت چندان ظاهر طلب و لفظ پرست نيستند بلكه روى مبادى فلسفه يونانى مشائيين يا روى ذوقيات عرفانى مربوط با فلسفه يونانى اشراقيين اساسى براى عالم وجود و سير و شهود چيدهاند و بگمان خود از روى برهان يا از شهود سستند بذوق و وجدان بدان عقيدهمند شده و تعليمات شرع اسلامى كه از زبان قرآن و سنت نشر شده بدان تطبيق ميكنند و ظواهر آيات و اخبار را بر طبق آن تاويل مينمايند اين دسته عرش را بهر دو معناى جسمانى و روحانى تفسير كردهاند و عرش جسمانى را بگمان خود فلك نهم دانستهاند كه بزعم ايشان محدد جهات است عالم جسمانى و موجد حركت شبانه روز و خالى از هر گونه ستاره و نقش و نگار است.
و عرش روحانى را بمقام و احديت حضرت حق تفسير كردهاند كه مقام صفات و ظهور ذات است براى ذات و مبدأ آفرينش و تجلى بر ماهيت و ممكنات و نمايش كثرات است.
اخبارى كه عرش را بعلم حق تفسير كرده مؤيد اين نظر است زيرا علم مركز صفات حق و مبدأ آفرينش ممكنات و تشريع احكام و دستورات است در اين صورت اركان و حمله عرش معناى ديگرى دارد كه مناسب با مقام صفات يا مظهريت صفات حق باشد و بايد حمله عرش را بقواى كليه علم و قدرت و صفات ديگر توجيه كرد و شايد فرشتگان چهارگانه كه در زبان تورات و قرآن معروفند چون جبرئيل، ميكائيل، اسرافيل؛ عزرائيل همان قواى چهارگانه معنويه باشند كه ممكن است آنها را حمله يا اركان عرش ناميد.
بنا بر اين ميتوان گفت سبب آنكه در قيامت حمله عرش از چهار بهشت ترقى ميكنند وحدت ثانويه ظهور حق است در مظاهر امكانيه زيرا در اين هنگام قوس صعود وجود بپايان وَ «إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» مصداق پيدا كرده بنا بر اين كاروان هستى كه از قواى چهارگانه حمله عرش بار بسته و در كشور امكان سفر كرده بود اكنون با تكاملى كه نتيجه اين سفر و هدف اين افاضه است باز گرديده و تجلى تازهاى براى ذات حق پديد شده كه گويا فيض هستى دو چندان گرديده ..!!
٤- بهشت هشت در دارد-
امام يكم فرمايد بهشت هشت در دارد يكدر از آن پيغمبران و صديقان است يكدر از آن شهيدان و صالحان است و از پنج در شيعيان و صديقان ما داخل ميشوند، من پيوسته بر سر صراط ايستاده و درخواست ميكنم عرض ميكنم پروردگارا شيعيان و دوستان و ياران مرا و كسانى كه مرا در دنيا بولايت شناختهاند سالم دار يك بار آوازى از شكم عرش ميرسد كه