ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣ - ب - از نظر لياقت و شايستگى مقصد
بوده و هست، اين موضوع از زمان خود پيغمبر اسلام مورد توجه بوده و پس از وفات پيغمبر ٦ بلافاصله مطرح گفتگو گرديد و توجه جامعه اسلامى را بيشتر بخود جلب كرد در حقيقت موضوع خلافت هسته مركزى تاريخ اسلام و اساس همه انقلابات مهم جامعه اسلامى بشمار ميرود. اين مسأله علاوه از آنكه يكى از مهمات مسائل اسلامى است مركز سياست و فعاليت جامعه اسلام بشمار ميرود و صلاح و فساد اجتماع، ترقى و انحطاط جامعه از آن ناشى شده و مىشود، كليه تشعبات و دسته بنديها بطور مستقيم يا غير مستقيم از آن آب خورده، فرقههاى مختلف و متضاد اسلامى از اينجا پديد آمده، مركز حساس و شخصيت ممتاز تاريخى اين موضوع شخصيت على بن ابى طالب ٧ است زيرا بمقتضاى مذهب شيعه يگانه شخص برازنده خلافت و منتخب از جانب پيغمبر براى امامت، او بوده و نزد عموم، اقليت مخالف كه منشأ بروز تاريخ شگفت آور اسلام شده است بدور او ميچرخد و دستهاى كه در تنگناى ستم و بىعدالتى افتادند و معنويت دستورات اساسى اسلام را در خطر ديدند باتكاء او، بنام او قيام كردند و حفظ قانون اساسى اسلام و قرآن را از او درخواستند و بنام و تعليمات او وابسته ديدند توجه به موضوع امامت و خلافت اسلامى از چند نظر است.
[علت توجه به موضوع امامت و خلافت اسلامى]
الف از نظر نص و تصريح و تعيين خود پيغمبر
: اين نظر عقيده بسيارى از مسلمانان صدر اسلام بوده و هست و دليل بسيارى از قرآن و گفتار پيغمبر بر آن گواه است و بيشتر گفتگوها در طول تاريخ روى اين زمينه بوده، علامه حلى عليه الرحمه دليلهاى امامت على ٧ را از نظر قرآن و نص اخبار و تأييدات عقلى و منطقى اسلامى تا دو هزار جمع آورى كرده و كتابى بنام الفين نگاشته كه يكى از شاهكارهاى تأليفات او است محكمترين ادله نص خلافت على ٧ حديث غدير و حديث منزله است كه شيخ صدوق در كتاب معانى الاخبار آنها را مورد بحث قرار داده و همه شبهات مخالفين را رفع كرده، ما تحقيقات او را در ضمن مقدمه جلد گذشته نقل و ترجمه كرديم و بعلاوه نصوص و اخبار بسيارى هم در اين قسم خصال در اين موضوع جمع آورى شده و روايات بسيارى از طريق شيعه و غير شيعه در آن مندرج است و كتب بسيارى در اين موضوع تأليف شده و نيازى نيست كه ما در اين مقدمه از اين نظر وارد بحث شويم.
ب- از نظر لياقت و شايستگى مقصد
بحث از اين نظر اينست كه در صورتى كه بقول بعضى از عامه پيغمبر ٦ از دنيا رفت و خليفهاى بلفظ مبارك خود معين نكرد شايسته خلافت كيست؟
(اين گفته در قرن اول اسلامى زبانزد اكثريت مسلمانان بود و متصديان خلافت اسلامى و