ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٢١ - شرح
٦ در آن روز باو پاسخى نداد سپس جبرئيل آمد و نام آنها را به پيغمبر ٦ گزارش كرد گويد پيغمبر ٦ خدا فرستاد بستان يهود آمد و باو فرمود اگر تو را بنام آن ستارهها آگاه كردم مسلمان ميشوى عرض كرد آرى پيغمبر فرمود جريان، طارق، وبال، ذو الكتفان، قابس، وثاب، عمودان، فيلق مصبح، فروج، ذو القرع ضياء، نور، آنها را در كرانه آسمان ديد كه براى او در سجدهاند چون يوسف خواب خود را به يعقوب گفت فرمود اين امر پراكندهايست كه خداوند او را بعد از اين جمع آورى مينمايد گويد بستان گفت بخدا همينها نام آن ستارگان است.
٢- چاه زمزم يازده نام دارد-
امام ششم فرمود نامهاى زمزم. اينست: ركضه جبرئيل، حفيره اسماعيل، حفيره عبد المطلب، زمزم، برة، مضمونه، رواء، شبعة، طعام، مطعم، شفاء دردها.
شرح-
تاريخ پيدايش زمزم مطابق اخبار اينست كه چون اسماعيل كودك نوزاد هاجر تشنه شد او را گذاشت در محل فعلى زمزم و چند بار بالاى كوه صفا و مروه براى آب رفت و آمد كرد و چون بر گشت زير پاى اسماعيل از اثر قدم جبرئيل چشمهاى ظاهر و روان شده بود قدرى خاك جلو آن ريخت و بزبان عبرى گفت زم زم يعنى بايست از اين جهت نام ركضه جبرئيل و زمزم را يافت سپس حضرت اسماعيل ٧ آن را حفر كرد و بصورت چاهى در آمد و حفيره اسماعيل ناميده شد و چون خزاعه بر مكه مسلط شدند در نزاع با قريش آن را پر كردند و مستور نمودند دوباره عبد المطلب آن را كند و حفيره عبد المطلب ناميده شد برة يعنى نيكى دهنده مضمونة از آنكه مقدس و در پناه كعبه است رواء است چون مردم را سيراب ميكند شبعه و طعام و مطعم براى آنكه در كنار آن حاجيان را ميهمانى ميكردند و سير مينمودند شفاء سقم براى آنكه بدان استشفاء مينمودند.