ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٣ - ٢٠ مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد
است ولى بينى را بخاك رساندن مستحب است.
١٩- رسول خدا هفت دسته را لعنت كرده.
رسول خدا ٦ فرموده من هفت دسته را لعن كردم كه خداوند و هر پيغمبر مستجاب الدعوهاى لعنشان كرده. عرض شد كيانند؟ فرمود: كسى كه بكتاب خدا بيفزايد و قدر خدا را دروغ داند و روش مرا مخالفت كند و احترام ذريه مرا هتك كند و بزور پادشاه شود تا عزيزان خدا را خوار و ذليلان حق را عزيز كند و بيت المال مسلمانان را بر خود حلال داند و حرام خدا را حلال شمارد. پيغمبر فرمود هفت كس را خداوند و هر پيغمبر مستجاب الدعوهاى لعن كرده آنكه كتاب خدا را تغيير دهد و آنكه روش پيغمبر را بگرداند و احترام خاندان او را ببرد و بناحق سلطنت را در دست گيرد تا آن را كه خدا خوار كرده عزيز كند و آنكه خدا عزيز كرده خوار كند، آنكه حرامهاى خدا را حلال بشمارد و آنكه از پرستش خدا سر باز زند. شرح مقصود از زياد كردن قرآن تغيير دادن كتاب خدا و تفسير برأى و تغيير احكام آنست.
٢٠ مؤمن بر مؤمن هفت حق دارد.
معلى بن خنيس گويد به امام ششم گفتم مؤمن بر مؤمن چه حقى دارد؟ فرمود: هفت حق واجب، هر يك از آنها بر او واجب است و اگر ادا نكند پيوست خود را از خدا بريده و فرمان او را نبرده و خدا را در او بهرهاى نيست. گويد عرضكردم قربانت گردم بفرمائيد اين حقوق چيست؟ فرمود اى معلى واى بر تو، من بتو مهربانم ميترسم اين حقوق را تضييع كنى و بدانى و عمل نكنى، عرضكردم توانائى از خداست فرمود آسانترين آنها اينست كه بخواهى براى برادر خود آنچه را براى خود ميخواهى و بد داشته باشى براى او آنچه را براى خود بد دارى حق دوم اينست كه در حاجتش كوشش كنى و خشنوديش را بخواهى و خلاف گفته او نكنى حق سوم اينكه با جان و مال و دست و پا و زبان خود باو كمك كنى حق چهارم اينكه چشم و رهنما و پيراهن او باشى، حق پنجم اينكه سير نباشى و گرسنه ماند، جامه نپوشى و برهنه باشد سيراب نشوى و تشنه باشد حق ششم