ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠ - در باره ابو طالب از روى انصاف نظر بدهيد؛
بگذرد فرمود عقيل را براى من بگذاريد و در باره پسران ديگرم صاحب اختياريد رسول خدا على ٧ را نزد خود برد و با خود نگاهداشت، على ٧ در خانه پيغمبر ٦ و سلم زيست تا وقتى كه پيغمبر ٦ و سلم بنبوت مبعوث گرديد.
از اينجا دانسته مىشود كه اهميت ابو طالب و پيشوائى او براى مال نبوده زيرا عباس از او ثروتمندتر بود چنانچه براى زورگوئى و جنگجوئى هم نبوده زيرا نفوذ جنگى و سياسى قريش در خاندان بنى اميه بود در اينجا يك سؤال پيش مىآيد كه عظمت و شخصيت بزرگ ابو طالب در خاندان بنى هاشم بلكه در عربستان براى چه بود؟
جواب اين پرسش از نظر عقيده درست فرقه شيعه پر واضح است زيرا ابو طالب در نظر شيعه داراى مقام عالى ديانت و روحانيت بوده و يك مقام معنويت بزرگى داشت كه در زبان شريعت از آن بمقام وصايت انبياء تعبير شده و در زبان عرفا مقام كشف و شهود و اتصال بمبدأ اعلى خوانده شده است ابو طالب جوهر آداب ملت ابراهيم را كه روح كيش عيسوى درست بوده است مراعات ميكرده و پيش از اسلام در طريقه درست خدائى ميزيسته اگر چه پيوست باكيش رسمى پر از بدعت نصارى نداشته از اين جهت در روايات شيعه رسيده است كه چون فاطمه بنت اسد خبر ولادت پيغمبر ٦ و سلم را باو رسانيد فرمود چندى صبر كن تا مانند او را بزائى در اين جمله سى سال پيش از ولادت على ٧ مژده او را بمادرش داد، در اثر اين مقام بلند معنوى ابو طالب رياست روحانى اين خاندان را دريافت و مورد احترام عموم عربستان گرديد.
ولى آيا ديگران شخصيت بزرگ ابو طالب را چگونه تفسير ميكنند و سر اين عظمت را چطور كشف مينمايند بايد از آنها پرسيد تا چه گويند؟ آنچه در اينجا بايد نوشت اينست كه بىترديد ابو طالب پس از عبد المطلب رئيس مطلق خاندان بنى هاشم بود و بهترين دليل آن علاوه بر نص تاريخ و روايات مسلم ميان همه مسلمانان و مورّخان اينست كه رجال قريش در مقام معارضه پيغمبر ٦ و سلم كه بر آمدند در همه پيشنهادات خود فقط شخص ابو طالب را طرف قرار دادند و با او مذاكره ميكردند و بهيچ كس جز او از مخالفين يا موافقين پيغمبر ٦ و سلم در مذاكرات خود وقعى نگذاشته و سر و كارى نداشتند اين موضوع از مطالعه سيره ابن هشام و كليه تواريخ اسلامى روشن است.
١-
در باره ابو طالب از روى انصاف نظر بدهيد؛
مخالفين شيعه مىگويند اين بزرگ مرد عرب و مايه شرافت قريش و خاندان بنى هاشم كافر يعنى بتپرست زيست تا مرد با اينكه هشت سال از دوره پرشور بعثت پيغمبر ٦ و سلم را هم