ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٢٤ - ٤٥ - امتحان اوصياء پيغمبران در حيات پيغمبران در هفت مقام است و پس از وفاتشان هم در هفت مقام
ميشمارد جانشين پيغمبر بعد از وفات او باز در هفت مقام امتحان مىشود تا بردبارى و تحمل او آزموده گردد و چون امتحانش رضايت بخش شد سرانجام آنها را سعادت و خوشبختى قرار ميدهد تا سرفراز و هم آغوش سعادت كامل به پيغمبر ملحق شود.
اى امير مؤمنان درست فرموديد اكنون بفرمائيد بدانم خدا شما را در زندگى محمد ٦ چند بار امتحان كرده و پس از مرگش چند بار و بفرمائيد كه سرانجام شما چه خواهد شد؟ على دست دراز كرد و دست او را گرفت و گفت اخا اليهود پا شو برويم تا از اين موضوع تو را آگاه كنم.
جمعى از ياران على پيش دويدند.
آقا لطف بفرمائيد ما را هم در استفاده اين موضوع علمى تازه با او شريك كنيد.
عزيزان من ميترسم دل شما تاب شنيدن اين مطلب را نداشته باشد.
يا امير المؤمنين براى چه؟
چون از بسيارى شماها كارهاى سرخود و سخنان اعتراض آميز و مشكوكى ديده و شنيدم.
مالك اشتر پيش دويد.
آقا ما را هم از اين موضوع آگاه كن بخدا ما عقيده داريم در روى زمين وصى پيغمبرى جز تو نيست ما معتقديم كه خدا پس از پيغمبر ما پيغمبرى نميفرستد حق اطاعت تو بگردن ماست و اطاعت تو پيوست اطاعت پيغمبر ماست.
على ٧ تقاضاى مالك اشتر را پذيرفت، نشست و رو بيهودى كرد و فرمود: اى برادر يهود خداى عز و جل در حيات پيغمبر، مرا در هفت مقام امتحان كرد (بدون خودستائى ميگويم) و دريافت از نعمت خدا فرمانبردارم. گفت در چه و در چهها اى امير المؤمنين