ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٤٠ - مقام ششم
٢- بكشتار و خونريزى رعايا بپردازند.
٣- حكومت اسلامى و قانون عدالت را بنظريه زنان كم عقل و كم حظ تسليم كنند و از ملت روم و پادشاهان يمن و ملتهاى از ميان رفته قديم در اين خصوص پيروى كنند؛ اگر سستى ميكردم در پايان ناگزير از جنگ بودم و ننگ اهمال در كار زنى و لشكرش و جناياتى را هم كه مرتكب ميشدند داشتم باز هم من بىمقدمه و از روى شتاب وارد جنگ نشدم قبلا اتمام حجت كردم و تا ميشد جنگ را عقب انداختم، آرامى نشان دادم، بآنها مراجعاتى كردم، واسطهها فرستادم، هر چه بنفع خود خواستند براى آنها متعهد شدم هر چه را هم درخواست نكردند و بنفع آنها بود بآنها پيشنهاد كردم از همه اينها سرباز زدند و مرا بيچاره كردند تا دست بجنگ زدم و چنانچه خدا ميخواست كار من و آنها را بپايان رسانيد و با مقدماتى كه ذكر شد حجت من بر آنها وارد بود و در برابر من محكوم بودند رو باصحاب خود، چنين نيست، همه يك زبان- چرا يا امير المؤمنين.
على فرمود اى برادر يهود.
مقام ششم
انتخاب حكمين و نبرد با زاده هند جگر خوار طليق بن طليق بود، اين مرد از روزى كه خدا محمد ٦ را مبعوث كرد با خدا و رسول و مؤمنان ستيزه كرد تا شهر مكه بزور شمشير مسلمانان فتح شد.
در همان روز و سه موقع ديگر از خودش و پدرش ابى سفيان براى من بيعت دريافت شد ديروز گذشته اول كسى كه بعنوان امير المؤمنين بر من سلام داد پدرش بود هم او بود كه مرا بدريافت حق خود از خلفاء گذشته ترغيب ميكرد و هر وقت نزد من مىآمد بيعت خود را تازه ميكرد از همه عجبتر اينست كه چون معاويه ديد خداوند حق مرا بمن برگردانيد و در جاى خود بر قرار كرد و از اينكه خليفه