ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١١٢ - شرح
روى نظر هيئت يونانى كرهايست اثيرى و تاريك و در ضخامت فلك حامل خود متمركز و در دو نقطه برابر زبرين و زيرين با دو سطح آن شركت دارد، اكتشافات تازه بعد از اين روايت اين نظريه را ابطال كرده ولى مطابق نظريه جديد كره ماه تيكهاى از كره زمين ما بود كه با آن از كره خورشيد جرقه مانند پرش كرده و پيش از آنكه كره زمين سرد شود جرقه مانند از آن جدا شده و در مدار خود پابند جاذبيه عمومى گرديده بنا بر اين داراى همان مواد و طبقات كره خورشيد است ولى چون كوچك بوده طبقه زبرين آن كه هيدروژن بوده است اشتغال و ذوبان خود را از دست داده و كم كم سرد و متحجر گرديده و بصورت صخرههاى بزرگ و كوه مانندى در آمده است زيرا تبديل بعضى از آنها كه مركب از گاز هيدروژن است بسنگ محسوس است و فرمول علمى هم آن را ثابت كرده و شايد طبقه صخرههاى كره آفتاب هم از همين قبيل باشد زيرا بواسطه بزرگى آن ممكن است پارهاى نواحى اين كره بزرگ سرد شده و تشكيل صخره داده باشد و از هيدروژن آن در اين روايت صفو ماء يعنى چكيده و خالص آب تعبير شده كه در روى كره قمر تشكيل صخره داده است.
٣١- دنيا هفت اقليم است.
امام ششم فرمود دنيا هفت اقليم است يكم يأجوج و مأجوج دوم روم، سوم چين، چهارم زنگ، پنجم قوم موسى، ششم و هفتم اقليمهاى بابل.
شرح-
واژه اقليم سريانى است و تقسيم بندى زمين بهفت قسمت بنام هفت اقليم از اصول كلده و آشور است و مبدأ نخست آن عقيده بالوهيت و مديريت هفت ستاره است نسبت باقطاع زمين. روى اين عقيده بوده كه بمناسبت نمايش و گردش و تناسب مدار هر يك از اين هفت كوكب را مدير و ناظر يك قسمت از زمين دانسته و ريشه اين تقسيم را گذاشتهاند سپس علماى هيئت يونانى و بخصوص بطلميوس از اين تقسيم در تنظيم نقشه جغرافياى زمين استفاده كرده و چون معموره زمين را در ربع شمالى يافتند خط استواء را مبدأ عرض بلاد گرفته و بطرف قسمت شمالى پيش رفتند و جزاير خالدات كه در آخرين نقطه معموره در سمت مغرب و در درياى اطلانتيك بوده مبدأ طول گرفته و تا آخرين نقطه مشرق پيش رفتند با اين دو ملاحظه معموره زمين را تا عرض شصت و شش درجه هفت قسمت كردند كه طول همه از مغرب تا مشرق ولى عرض آنها باختلاف از هشت تا دوازده درجه است و نام آنها را اقليم يك و دو تا هفت گذاردهاند اين اصطلاح چند هزار سال ميان دانشمندان هيئت و جغرافيا معمول بود ولى اخيرا جغرافىشناسان بزرگ تقسيمات معموره زمين را روى مناطق و وضع آب و هوا و مقتضيات توليدى و پرورش طبيعى بردهاند و از اين نظر تقسيمات اقليمى زمين را اين طور تعبير ميكنند:
منطقه حاره، منطقه معتدله، منطقه بارده، منطقه مديترانئى.
در اين روايت امام ششم تقسيمات اقليمى را روى همين نظريه برده ولى با نظر دقيقتر و جامعترى و آن اينست كه چون بشريكه در هر نقطه از زمين است خلاصه و محصول جامع و كامل طبيعيات و مقتضيات آنست و جغرافياى طبيعى و صناعى آن را بهتر نشان ميدهد و بلكه جغرافياى سياسى آن قطعه هم از وضع بشر موجود در آن فهميده مىشود از اين جهت امام اقاليم را بنژادهاى مختلف بشرى معرفى نموده.
١- اقليم زرد پوستان وحشى خاور دور كه بنام يأجوج و مأجوج خوانده شدهاند.
٢- اقليم سفيد پوستان متمدن و شهرنشين كه روميان هستند.