ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٣٠ - مقام يكم
اين طور نيست؟
همه يك زبان چرا يا امير المؤمنين- فرمود اى برادر يهود اين مقامهائى است كه پروردگار من با پيغمبرش مرا در آنها امتحان كرد و مرا در همه جا با منتى كه بر من دارد فرمان بردار ديد هيچ كس در اين مقام مانند من نبود اگر بخواهم خود را ستايش كنم جا دارد ولى خدا خودستائى را غدقن كرده.
راست فرموديد خداى عز و جل شما را بخويشى با پيغمبر برترى داده و به برادرى آن حضرت سعادتمند كرده و نسبت شما را باو چون هرون بموسى اعتبار كرده و در اين مقامات هراسناك كه شركت كردى گوى فضيلت را بيش از آنچه يادآور شدى ربودى هيچ كس از مسلمانان همانندت نيست هر كس تو را با پيغمبر ديده و پس از مرگ او نگريسته همين عقيده را دارد اكنون بفرما بدانيم پس از پيغمبر خدا چگونه شما را امتحان كرد و در آن صبر و تحمل فرموديد ما كم و بيش آنها را ميدانيم و ميتوانيم گزارش كرد ولى ميخواهيم از زبان مبارك خودتان بشنويم چنانچه مقامات امتحان دوران زندگى پيغمبر را از شما شنيديم.
[خداى عز و جل پس از مرگ پيغمبر، على ٧ را در هفت مقام امتحان كرد]
اى برادر يهود خداوند عز و جل پس از مرگ پيغمبر مرا در هفت مقام ديگر امتحان كرد و بدون خودستائى ميگويم مرا از نعمت و منت خودش بردبار و شايسته ديد.
مقام يكم
در اين جهان ميان عموم مسلمانان با كسى جز پيغمبر انس نداشتم و كسى را مورد اعتماد خود نشمردم و بكسى نزديك نشدم و كسى را همراز خود نگرفتم و با كسى بست و بندى نداشتم پناهگاه من پيغمبر بود از كودكى مرا پروريد و در بزرگى مأوى داد و از يتيمى در آورد و پريشانى مرا رفع كرد و از طلب روزى بىنياز نمود و از كسب باز داشت و خود و فرزندان مرا كفايت كرد اينها كمكهاى دنيوى او بود نسبت بمن ولى استفادههاى معنوى و دين و دانش كه من بخصوص از آن حضرت استفاده بردم و بمقامات بلندى در درگاه خدا رسيدم بيش از اينها است چون پيغمبر درگذشت باندازهاى غم بر سر من ريخت كه گمان ندارم كوهها ميتوانستند بكشند، تمام افراد خاندان من بيتابى ميكردند