ترجمه خصال شيخ صدوق - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٢ - ١٦ - ده كس به بهشت نميروند
بخواند ولى بر خود جاده كه محل رفت و آمد است نماز نكند و اما در حمام بهيچ وجه نماز نخواند ولى در رخت كن عيب ندارد زيرا حمام نيست و اما در سر سوراخ مورچه نماز نكند چون كه مورچهها او را آزار ميكند و از نماز باز ميدارند و اما در خوابگاه شتر نماز نكند مگر در صورتى كه بر بار و بنه خود از دزد بترسد كه در اين صورت عيب ندارد و همان جا نماز بخواند ولى نماز در آغل گوسفندان عيب ندارد، در راه آب هيچ گاه نبايد نماز بخواند زيرا ممكن است در حال نماز آب بيايد و او را بگيرد. اما غدقن از نماز در نمكزار اختصاص به پيغمبر و امام دارد و غير آنها در صورتى كه محل سجده خود را خوب بكوبد كه پيشانى در آن پا برجا شود عيب ندارد؛ اما برف در صورتى كه كسى مضطر شد بر آن نماز بخواند جاى سجده را بكوبد كه پيشانى بر آن پايدار شود اما وادى ضجنان (كه نزديك مكه واقع است) و واديهاى ديگر امثال آن وادى هيچ كدام نماز خواندن روا نيست زيرا كه آنها جاى مارها و شياطين خواهند بود.
شرح-
اين حكم نسبت بحمام و محل مورچه و شتر خان و وادى ضجنان محمول بر كراهت است ولى راجع بموارد ديگر ممكن است راجع بشرطيت استقرار و از اتمام صلاة باشد و منظور حرمت وضعى باشد.
١٦- ده كس به بهشت نميروند-
رسول خدا ٦ فرمود كه خداوند بهشت را آفريد آن را از يك خشت طلا و يك خشت نقره آفريد و ديوارهايش را ياقوت و سقفش را زبرجد و رنگش را لؤلؤ و خاكش را زعفران و مشك بسيار خوشبو آفريد و باو فرمان داد كه سخن بگو عرض كرد خدائى جز تو نيست كه زنده و پايندهاى هر كس در من آيد همانا خوشبخت است خداى عز و جل فرمود بعزت و بزرگى و جلال و والائى خودم سوگند كه در بهشت نميرود دائم الخمر و متكبر و سخن چين و ديوث و مأمور شهربانى و مخنث و كفن دزد و گمركچى و قاطع رحم و قدرى.
در روايت ديگر بعد از متكبر و عاق شديد السواد را ذكر كرده. مصنف اين كتاب گويد: